رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٦٨ - فضائل امیرالمومنین
و روایت است که روزی خاتون قیامت و غنچه گلستان عصمت و طهارت گل گلبن رسالت گوهر درج خدیجه کبری٣ ماه برج محمّد مصطفی٦ مصحف بغل علیّ مرتضی٧ فاطمه زهرا علیها التحیه و الثناء نشسته بود و پیراهن خود را از بس که مندرس شده بود به لیف خرما پینه می کرد، در آن حالت سرور کائنات و خلاصه موجودات چون ماه تابان و خورشید درخشان نزد سیّده زنان عالمیان آمد و دِرَمی چند نزد آن نقد گنجینه هدی بر زمین نهاد فرمود: ای نور دیده این را در مایحتاج و ضروریّات خود صرف کن، و دل را در باب کهنگی پیراهنی مشغول مدار. خیر النساء عرض کرد که: یا ابتاه ای پدر مهربان آیا چند دِرَم مرا در قیامت حساب خواهد بود؟ حضرت اقدس نبوی٦ فرمود: بلی آن بضعه رسول دِرَمها را قبول ننمود و گفت: مرا به اینها حاجت نیست و با این پیراهن کهنه می سازم تا فردای قیامت توانم عاصیان اّمت را شفاعت کنم، و خود بی حساب به بهشت عنبر سرشت درایم.[١]
و شیخ نجم الدین روایت کرده است که روزی جناب پیغمبر٦ به خانه فاطمه٣ آمد دید که نور دیده اش ملول و محزون نشسته و می گرید. آن حضرت پرسید چرا گریه می کنی ای فرزند ارجمند؟ فاطمه٣ گفت: یا ابتاه بر سبیل حکایت می گویم نه به طریق شکایت، سه روز است که در منزل ما طعامی بهم نرسیده و حسن و حسینc از شدت
[١].