ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - دولت اهل بيت (ع)؛ ملك عظيم خداوندى
بهشت و ملك حضرت آدم (ع)، در جايگاهى و مرتبهاى ميان عالم دنيا و عالم ملكوت قرار داشت و پس از هبوط، آدميان منحصر در زيست و سير در عالم مُلكى شدند و بهشت و مُلك عظيم حضرت مهدى (ع)، در جايگاهى و مرتبهاى بالا و والا، جايى ميان دو عالم دنيا و عقبا، امكان رشد كامل و ارتباط مؤمنان با ساير موجودات و ساكنان عوالم مجرّد را فراهم مىآورد و بشر قادر به استفاده از قوانينى خواهد بود كه تا پيش از آن در صورت موردى و استثنايى توسط انبيا بارز مىشد.
بىدليل نيست كه همه قوانين، دستآوردها و داشتههاى ساكنان ملك عظيم اهل بيت (ع) با همه آنچه قبلًا تجربه شده متفاوت است.
برچيده شدن بساط دولت ابليس و قطع دست او در كار و بار آدميان، اين مجال را براى تأسيس دولت حق يا همان دولت الله و كريمه فراهم مىآورد.
جايگاه و شأن آسمانى و نورانى حضرات معصومان (ع) و قدرت ماورايى آنها اين مجال را به وجود مىآورد كه پس از تأسيس اين دولت، هيچ ديّارالبشرى قادر به ارائه و پيشنهاد دولتى برتر از اين دولت نباشد.
شايان ذكر است كه اين تحوّل و دگرگونى بزرگ تنها مرهون تصرّف در زمان است و نه صرفاً تصرّف در مكان.
جمله تغييرات حادث شده در زمين تحت تصرّف قوانين و نيروهاى عالم ملكى (از وقت هبوط تا وقت ظهور) و بدون تصرّف و اعمال ولايت مطلقه در زمان حاصل شده است؛ در حالى كه واقعه شگرف ظهور، با تصرّف در زمان اتّفاق مىافتد. امام مبين و حضرت صاحب العصر و الزّمان (ع)، با قدرت يداللهى، موجد تحوّلى بزرگ در عالم و نه صرفاً در زمين مىشوند و تحت ولايت ايشان اين تحوّل باعث ديگرگونى در زمان و نزديك شدن زمان فانى و كمّى به زمان باقى و ازلى مىشود.
از همين جا بشر مجال سير در ميان عوالم غيب و شهود مىيابد و با تصرّف در زمان و مكان مادّى، زيباى ىهاى تجربه نشده عوامل غيبى را مشاهده و با ساكنان آن عوالم باب مراوده مىگشاد.
از همين رو، از طريق مجراى حاصله و تصرّف اتّفاق افتاده قوانين مخصوص عوالم والاتر در عالم مُلكى تسرّى پيدا مىكند. لاجرم، اين مُلك عظيم، نقطه آغازين، حكومت الله و دولت كريمه است كه پس از آن مقدّمات تجربه قيامت كبرا فراهم مىشود. از همين روست كه واقعه شريف ظهور را به مثابه قيامت صغرا ياد كردهاند.
پىنوشتها:
[١]. وسيلة المعاد، ص ١٦.
[٢]. كافى، ج ١، ص ٤١٦؛ معجم الاحاديث المهدى، ح ١٦٦٨.
[٣]. مناقب، ج ١، ص ٣٠١.
[٤]. اشاره دارد به روايتى از زبان امام صادق (ع)، تفسير قمى، ج ١، ص ٤٢.
[٥]. سوره اعراف (٧)، آيات ١٦ و ١٧.
[٦]. روايتى منقول از قول حضرت امام باقر (ع)، مجمع البيان، ج ٣ و ٤، ص ٤٠٣.
[٧]. صافى از تفسير عياشى، ج ٢، ص ٩، ح ٦.
[٨]. صافى از كافى، ج ٨، ص ١٤٥، ح ١١٨.
[٩]. سوره بقره (٢)، آيه ٣٠.
[١٠]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٧٢.
[١١]. «فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى (؛ پس شيطان او را وسوسه كرد گفت اى آدم آيا تو را به درخت جاودانگى و ملكى كه زايل نم يشود راه نمايم.» سوره طه (٢٠)، آيه ١٢٠.
[١٢]. سوره اعراف (٧)، آيه ٢٠.
[١٣]. «وَ يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ» سوره اعراف (٧)، آيه ١٩.
[١٤]. سوره نساء (٤)، آيه ٥٤.
[١٥]. بصائر الدرّجات، ص ٣٦، باب ١٧؛ بحارالأنوار، ج ٢٣، ص ٢٨٨.
[١٦]. بصائر الدرجات، ص ٧٠.
[١٧]. الامالى، صدوق، ص ٣٩٦؛ روضة الواعظين، صص ٢٣٤ و ٢٩٣.
[١٨]. الكافى، ج ١، ص ٤٧١، ح ٥٣.
[١٩]. بشارة الاسلام، ص ٢٥٤.
[٢٠]. الزّام الناصب، ص ١٣٩.
[٢١]. بشارة الاسلام، ص ١٩٤.
[٢٢]. ارشاد مفيد، ص ٣٤٢.
[٢٣]. بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ٣٣٦.
[٢٤]. سوره اعراف، آيه ١٢٨.
[٢٥]. بحارالأنوار، ج ٦، ص ٢٤٥؛ تفسير صافى، ج ٢، ص ٤٧٣؛ البرهان فى تفسير القرآن، ج ٣، ص ١٣٦.