ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - اتوپيا، سرزمين موعود و واقعيّت هاى فراموش شده
...
در مرحله چهارم، «باور به مثابه كلوخ» است كه در زبان يونانى به «تنت» شناخته مىشود. باور در اين مرحله، انعطاف و شكلپذيرى مستمرّ خود را از دست داده و در يك قالب مشخّص باقىمانده است.
در مرحله پنجم، «باور به مثابه سنگ» است كه در زبان يونانى به «دگما» معروف است. باور در اين مرحله، كاملًا متصلّب و فشرده شده و مانند قلوه سنگ، فاقد انعطاف است. دگما در زبان عربى به «تحجّر» ترجمه مىشود.
اروپا با سرازير نمودن دزدان دريايى خود به اقيانوسها و اشغال سرزمين سياهان (آفريقا)، سرخپوستان (آمريكا) و قاره آسيا، ثروت مادّى عظيم و بردههاى فراوانى به خانه خود برد و موتور پيشرفت خود را در قالب انقلابهاى گوناگون از جمله انقلاب صنعتى و غيره روشن نمود. اين پيشرفت ظالمانه مادّى، محتاج همسويى و همطرازى فكرى بود، زيرا جامعه اروپايى به سرعت در حال تغيير از يك محيط فئودالى به يك محيط بورژوايى بود، شرايط موجود و روند تحوّلات مزبور بايد «تئوريزه» مىشد. دانشمندان و فلاسفه غربى اين نقش را عهدهدار شدند.
همزمان با غارت آسيا و آفريقا و آمريكا، از سوى دزدان دريايى اروپايى، فلاسفه اروپايى تئوريزه نمودن تحوّلات اجتماعى را با شتاب چشمگيرى انجام دادند. اين شتاب براى آنها دردسرساز شد؛ زيرا تفكّر روند طبيعى خود را از مرحله دكسا تا ايديا و سپس دكترينا، طى ننمود؛ بلكه به طور نارس و ناقص، در مرحله ايديا متولّد شد.
آدام اسميت با بررسى شرايط موجود، كتاب «ثروت ملل» را نوشت، و «مالتوس» به سرزمين غصب شده جديد (آمريكا) سفر مىكرد و سپس نظريه اقتصادى- جمعيتى خود را نگاشت. هگل، به دقّت تحوّلات انقلاب فرانسه و شكلگيرى دولت آنگلوساكسن آمريكا را نظاره مىكرد و جامعه مدنى را پرداخت. ماركس با نقد عملكرد «كاپيتاليسم، امپرياليسم» انگليس در هند و آفريقا، نظريّات خود را با كمك انگلس به قلم آورد تا «ماركسيسم» را رقم زده باشد.
هر انگاره خامى، يك «ايسم» در انتهاى خود يافت و به عنوان يك «سيستم عامل» و نرمافزار براى اداره جامعه معرفى شد. معركه نرمافزارها، معركه «ايسمها» بود: ايدئولوژى ليبراليسم، ايدئولوژى ناسيوناليسم، ايدئولوژى سوسياليسم، ايدئولوژى كاپيتاليسم، ايدئولوژى ماركسيسم، ايدئولوژى فاشيسم،