آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٤ - اخبار باب
نزديك شود و او را شكار كنند.
پر حريص است بخوردن مار و هر جا باشد دنبالش رود، و بسا كه مارها او را بگزند و اشك از چشمانش روان شود و هر دو گودى زير پلكش بخشكد مانند شمع و آن را براى ترياق زهر مار برگيرند، و اين پادزهر حيوانيست، و بهترش زرد آنست و جاهاش بلاد هند و سند و ايرانست و چون از آن برجاى گزيدن مار و كژدم نهند سود دارد، و اگر كسى كه زهر نوشيده آن را در دهن نگهدارد نافع است و در دفع سم خاصيّت عجيبى دارد.
براى اين حيوان شاخ نرويد جز پس از دو سالگى كه راستا برويند چون ميخ و در سال سوم تيره تيره شود و همچنين تا سال ششم و بمانند دو درخت گردند در سر او و پس از آن در هر سال دو شاخش بيفتد و بجاى آنها برويد، و چون برويند آنها را برابر خورشيد دارد تا محكم شوند، و گوزن ترسو است و هميشه در هراس است و مارها را بسختى ميخورد و آنها را از دم ميخورد تا بسر و هر سال شاخ اندازد، و اين الهامى است از خدا تعالى براى سود مردم، زيرا مردم با شاخ او هر جانور بدى را برانند و سختى زايش را آسان كنند و براى زنهاى آبستن سود بخش است و سوخته آن با عسل كرم شكم را برآورد.
ارسطو گفته: او را با سوت و آوازهخوانى شكار كنند چون تا آن را بشنود بخوابد، و شكارچيان او را بدان وادارند و از دنبالش آيند و چون ديدند گوشهاش شل شد او را بگيرند، آلتش همان پى است نه گوشت دارد، نه استخوان و شاخش تو پر است و سوراخى ندارد.
و بسيار فربه شود و چون فربه شود در گريز باشد از ترس اينكه شكار شود و گوزنها در تابستان افعى خورند و چون از گرمى آن داغ شوند بدنبال آب روند و چون بدان رسند ننوشند و آن را بو كنند چون اگر بنوشند در آن حالت و آب بزهرى رسد كه در شكم آنها است نابود شود، تشنه مانند زمانى دراز تا زهر درون