آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٤ - باب ششم سبب نامگذارى جانداران و آغاز آفرينش آنان
گويند و مفرد ندارد يا مفردش خائل است چون بتكبر راه رود، و جوهرى گفته:
جواد اسب رهوار است و جمع آن جياد و اجياد است كه اجياد نام كوهى است در مكه كه براى اينكه جايگاه اسبهاى تبّع شد اين نام را گرفت، و قيقعان هم ناميده شد كه جاى اسلحه او بود، و در قاموس گفته: اجياد: گوسفند است و زمينى يا كوهى در مكه كه جاى اسبهاى تبّع بوده- پايان- و اين خبر دلالت دارد كه نام كوه جياد است بىالف و بسا كه الف از زبان راويان يا خامه نسخه برداران افتاده باشد و مؤيدش آنست كه دميرى آن را از ابن عباس بلفظ اجياد روايت كرده كه بيايد و اينكه گفته دل او را بردند الخ در برخى نسخهها نيست و گويا مصنف در پايان او را قلم زده چون مخالف عقيده او است در اين داستان چنانچه بتفصيل در باب خود گذشت، و اين موافق روايت مخالفين است.
٦- در كافى- ٥- ٤٧ فروع-: بسندش از امام ششم ٧ كه اسب در بلاد عرب وحشى بود و ابراهيم و اسماعيل به كوه جياد برآمدند و فرياد كردند، الا هلمّ الا هلم، فرمود: اسبى نماند جز فرمانبر آنها شد در محاسن- ٦٣٠- از چند كس مانندش آمده ٧- در حياة الحيوان- ١: ٢٢٤ و ٢٢٥- بنقل از تاريخ نيشابورى بسندش از امام يكم ٧ كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود: چون خدا خواست اسب را آفريند بباد جنوب فرمود: من از تو خلقى آفرينم و او را عزت دوستان خود و زبونى دشمنانم و جلال فرمانبرانم سازم، باو گفت پروردگارا بيافرين و از آن مشتى برگرفت و اسبى آفريد و فرمود تو را عربى آفريدم و خير را به پيشانى تو بستم و غنيمتها را بدوش تو فراهم كردم و تو را در وسعت روزى جاى دادم و ديگر جانوران را كمك كار تو ساختم، و صاحبت را بر تو مهربان كردم و تو را بىبال پرنده نمودم، تو براى جستن هستى و براى گريختن، و بر پشت تو مردانى آورم كه مرا تسبيح گويند و تهليل و سپاس و تكبير، سپس فرمود تسبيح و تهليل و تكبيرى صاحبش نگويد جز كه او بمانندش پاسخ گويد: