آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٦ - در باره مورچه
و در- ٣: ١٣١- گفته: پنج جاندار در حلّ و حرم كشته شوند و سگ گزنده را از آنها شمرده، و آن هر درندهايست كه زخم زند، بكشد، بدرّد، چون شير پلنگ و گرگ، آنها را سگ ناميده براى آنكه در درندگى شريكند و پر درندهاند- پايان- و من گويم عمومى كه دعوى كرده معلوم نيست و گويا منظور از سگ درنده سگ ولگرد است كه زيان دارد و سود ندارد.
در خصال- ١: ٣٢٦-: بسندش از داود بن كثير رقى كه در اين ميان كه ما نزد امام ششم ٧ نشسته بوديم مردى بما گذر كرد و پرستوى سر بريدهاى در دست داشت و امام ٧ بدو برجست و آن را از دستش گرفت و بزمين زد وانگه فرمود:
عالم شما بشما چنين فرمان داده يا فقيه شما؟ البته بمن خبر داد پدرم از جدّم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله و سلم از كشتن شش جانور غدقن كرد: زنبور عسل، مورچه، قورباغه، جغد، هدهد و پرستو، اما زنبور عسل براى آنكه پاكيزه خورد و پاكيزه نهد، و همانست كه خدا عزّ و جلّ بدو وحى كرده نه پرى است و نه آدمى.
و اما مورچه، مردم در عهد سليمان بن داود ٧ دچار قحط شدند و بيرون شدند براى خواستن باران ناگاه مورچهاى ديدند بر سر دو پا ايستاده و دو دست بآسمان برداشته و ميگويد: بار خدايا ما از آفريدههاى توايم و بىنياز از فضلت نايم از فضل خود بما روزى ده و ما را بگناه بيخردان فرزندان آدم مگير.
سليمان گفت: برگرديد بخانههاتان كه خدا تبارك و تعالى بدعاى ديگرى شما را سيراب كرد و اما قورباغه چون آتش بابراهيم افروختند همه خزندههاى زمين بخدا عزّ و جلّ ناليدند و اجازه خواستند كه آب بر آن ريزند و خدا عزّ و جلّ بهيچ كدام اجازه نداد جز قورباغه و دو سوّمش سوخت و يك سومش ماند، و اما هدهد رهنماى سليمان شد بكشور بلقيس.
و اما جغد راهنماى آدم ٧ بود از سرانديب تا جدّه در مدت يكماه، اما پرستو چون كه گردشش در هوا براى افسوس بر آنچه است كه با خاندان محمّد صلى اللَّه عليه و اله