آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٨ - باب هشتم حق مركب بر صاحبش و آداب سوار شدن و بار كردنش و برخى نوادر
كه آنها را برم كردن بزنيد و بر لغزيدن نزنيد.
و از همان: بسندى تا امام ششم از پدرانش ٧ كه دابه بر صاحبش شش حق دارد: بيش از توانش بر آن بار نكند، و پشتش را مجلس حديث گفتن نسازد، چون منزل كرد نخست خوراكش بدهد، و بر هر آبى گذرد باو عرضه كندش و بر چهرهاش داغ نزند كه تسبيح گويد.
و از همان: بسندى از ابو ذر كه دابه گويد: بار خدايا مالك درستى بمن بده كه با من نرمى كند و خوشرفتارى و خوراك و آب بمن دهد و بمن زور نگويد.
و از همان: بسندش از امام هفتم ٧ كه دابهاى نيست كه صاحبش خواهد بر آن سوار شود جز گويد: بار خدايا بر منش مهربان كن و از همان: بسندش از امام ششم ٧ (همين روايت كرده) و از همان- ٦٢٦- بسندى از امام ششم ٧ كه ابو ذر- رضي الله عنه- را ديدند خرش را در ربذه آب ميداد يكى باو گفت: اى ابو ذر كسى ندارى كه خرت را آب دهد؟ گفت: از رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله شنيدم ميفرمود: هيچ جاندارى نيست جز در بامداد اين خواهش را كند كه بار خدايا مالك خوبى بمن بده كه از علف سيرم كند و از آب سيراب، و بيش از توانم بر من تكليف نكند، و من دوست دارم خودم آن را آب دهم.
و از همان: بسندى از امام ششم ٧ مانندش آمده.
و در كافى (ج ٦ ص ٥٣٧): با اندك اختلاف در تعبير مانندش آمده.
بيان: خواهش دابه بسا بزبان حال است و كنايه از نياز او است بدين مطلب و بيچارگى او كه بايد رعايت شود.
٩- در محاسن- ٦٣٨-: بسندى از صفوان جمّال كه مفضّل بن عمر نزد من فرستاد تا براى امام ششم شترى بخرم و شترى به ٨٠ درهم خريدم و نزد امام ٧ برد و بمن فرمود: بنظر تو هودج ميكشد و من هودج بر او بستم و سوارش شدم و بنمايش گذاشتم برايش، سپس فرمود: اگر مردم ميدانستند حقيقت نيروى باربرى كه خدا