آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٦ - اخبار باب
فرود آمده، و در باره نفقه بر اسبان و مانند آن مجرى است.
٣٦- در شهاب است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود: خير بكاكلهاى اسبان بسته است تا روز رستاخيز.
٣٧- و فرمود صلى اللَّه عليه و اله ميمنت اسبان در سرخ رنگ آنها است.
در ضوء گفته: خير بهره نيك است و عكسش شرّ است، خيل باسب سوار گويند و هم باسب تنها، نخست چون قول او صلى اللَّه عليه و اله «يا خيل اللَّه اركبى» و دوم قول رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله «بخشيدم بتو زكاة خيل را» يعنى زكاة اسبها را، و آن را خيل نامند چون خودش تكبرى دارد و هم سوارش. و از اين رو گفتند: هيچ كس بر اسب سوار نشود جز در خود كبرى يابد، و در گفته عجم است كه «چون روستائى بر اسب سوار شود خدا را فراموش كند.» و منظور حديث ستايش اسب است براى كار آمديش در جهاد كه اگر نبود شهرى گشوده نميشد و بر بلاد كفار دست اندازى فراهم نميشد، و پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و يارانش پس از وى از آن كمك گرفتند براى غلبه بر دشمن و جهانگيرى و نشر دعوت اسلام و اگر از نيروى آن نبود اين پيشرفت براشان فراهم نشده بود، و آن از ابزار ويژه نبرد و ساز و برگى است دشمن ترسانتر، و كاكل را ياد كرده براى آنكه نخست عضويست كه با آن روبرو شوى و بالعكس.
و از وهب بن منبّه روايت است كه چون خدا خواست اسب را آفريند بباد جنوب فرمود: من از تو آفريننده باشم آفريدهاى كه عزت دوستان و جلال اهل طاعتم سازمش و از آن مشتى برگرفت و اسبى آفريد و فرمود: تو را فرس ناميدم و عربى ساختم، و خير بكاكل تو بسته است، و غنيمت بر پشت تو بدست آيد، تو را بىبال پرنده كردم، با تو طلب شود و با تو گريز ميسّر گردد.
و روايت است كه تميم دارى با اينكه حكمران بيت المقدس بود خودش جو اسبش را پاك ميكرد، گفتند: كاش آن را بديگرى واگذار ميكردى، گفت از رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله شنيدم هر كه جو اسبش را پاك كند، و برخيزد و آن را در آخورش