آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٩ - اخبار باب
و تباه نگردد و نميرد، و بهر كدام بهرهاى باندازه از تدبير حكيم لطيف دادهاند ببين پاهاى جانور چگونه دوگانه است تا آماده راه رفتن باشد و اگر تك بود شايان آن نبود. زيرا راه رو بايد بيكپا پيش رود و پاى ديگر را بر جا دارد و دو پا يكى را جلو دهد و يكى را برجا دارد و چهار پا دو تا را پيش دارد و دو تا را برجا دارد كه بر خلاف همند زيرا اگر چهار پا دو تا يكسو و جلو مينهاد و بر دو تاى سوى ديگر تكيه ميكرد بر زمين استوار نميماند چنانچه تخت و مانند آن نمانند و پاى راست را از پيش و چپ را از پس پيش نهد و آنگه دو تاى ديگر را از راست و چپ و بر زمين بماند و در راه رفتن نيفتد.
نبينى كه خر چگونه براى آسيا كردن و بار بردن رام است و بيند كه اسب بسته و در نعمت است شتر كه اگر نافرمان گردد چندين مرد تاب او را ندارند چگونه براى كودكى فرمانبر است و نرّه گاو نيرومند چگونه در فرمان صاحب خود است تا يوغ بگردنش نهد و با او شخم زند، و اسب اصيل برابر شمشير و نيزه با سوار خود همكار است، و رمه گوسفند را يك شبان ميچراند با اينكه اگر هر كدام بسوئى پراكنده شوند بدانها نرسد.
و همچنين همه دستهها كه مسخر آدميند، براى چه چنينند؟ براى اينكه خرد ندارند و اگر خرد و انديشه داشتند در كارها سزاوار بودند كه برابر آدمى بايستند در بسيارى از نيازهاى او تا شتر بر جلودارش دريغ كند و نره گاو بر صاحبش بشورد و رمه گوسفند از شبان پراكنده شوند و مانند آن.
و همچنين اين درندهها اگر خرد و انديشه داشتند و در برابر مردم همدست ميشدند بسا بر آنها غلبه ميكردند و آنها را ريشه كن مينمودند، چه كسى بود بايستد در برابر شيرها و گرگها و پلنگها و خرسها اگر هم يار و همدست ميشدند در برابر آدمى.
آيا ننگرى چگونه از آن در بند شدند و بجاى آنچه دارند از پيشامدن در هراسند و از كشتار خود ترسان و از نشيمن مردمان ميترسند و از آن رو بر-