آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٠ - اخبار باب
جز پديده رخ دهد يا گزارشى شنيده شود بنگر بزنبور عسل و فراهم شدن آنها در عسل سازى و آماده كردن خانههاى شش گوش و ريزهكارى هنرمندى در آن، زيرا چون كار را بينى شگفت آور و ريزهكاريست، چون كار شده را بينى ارجمند و نزد مردم گرامى است و چون كارگر را بينى نفهم و خود نشناس است تا برسد بجز آن، اين خود دليل روشنى است كه درستكارى و حكمت اين هنر از زنبور عسل نيست بلكه از آنست كه آن را ابزار اين كار كرده و بر آن واداشته براى سود بردن مردم.
ببين اين ملخ چه ناتوانست و چه توانا زيرا در پيكر او نگرى ناتوانتر چيز است و چون لشكرهاش بسرزمينى رو كنند نتوانند جلو آنها را بگيرند، نبينى اگر پادشاهاى همه قشونش را آماده كند تا كشورش را از يورش ملخ نگهدارد نتواند، اين دليل نيست بر توانائى آفريدگار كه ناتوانتر آفريدهاش را بتواناتر آن گسيل دارد و او نتواند رفعش كند؟
ببين چگونه بر سراسر روى زمين روانه شود مانند سيل و دشت و كوه و بيابان و آبادانى را پر كند تا پرتو خورشيد را بپوشاند، و اگر دست ساخته بود تا كى اين شماره ساخته ميشدند و در چند سال بر مىآمدند، دليل بر توانائى شگرفى كه چيزى بر آن گران و بيش نيست.
بينديش در آفرينش ماهى و هم آهنگيش با آنچه برايش آفريده شده كه پا ندارد چون جايش آبست و نيازى براه رفتن ندارد، و شش ندارد چون در تك آب دم زدن ندارد و نتواند، و بجاى پا بالى سخت دارد كه از دو سو بزند مانند كشتيران كه پارو ميزند در دو سوى كشتى، و بر تنش قشرى زره وار است كه او را از آفات نگهدارند، بوكش تندى دارد چون چشمش ناتوانست و آب پرده آنست، و بوى خوراك را از دور يابد و بدان شتابد، و بدان كه از دهانش بدو سوى كاسه سرش سوراخها است كه آب را بلعد و از آنها بدر كند و نفس تازه كند چنانچه جاندار با نسيم هوا.
اكنون بينديش در فراوانى نژادش و ويژهگيهايش، در درون يك ماهى تخم