آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٥ - باب ششم سبب نامگذارى جانداران و آغاز آفرينش آنان
فرمود: چون فرشتهها آفرينش اسب را شنيدند گفتند: پروردگارا ما فرشتههاى تو تسبيح تو گوئيم و سپاست كنيم و تهليل تو گوئيم، براى ما چه باشد؟ و خدا برايشان اسبها آفريد با گردنهائى چون گردن شتر بختى كه كمك دهند بهر كه خواهد از پيغمبران و رسولانش، فرمود: چون قوائم اسب بر زمين استوار شدند، خدا بدو فرمود: با شيهه تو مشركان را خوار كنم و گوششان را از آن پر كنم و آنها را زبون كنم و در دلشان هراس افكنم.
فرمود: چون خدا هر چيزى را بآدم عرضه كرد كه آفريده بود باو فرمود:
برگزين از آفريدههايم آنچه خواهى، و اسب را برگزيد و باو گفته شد: برگزيدى عزت خود و عزت فرزندانت را تا هميشه كه بپايند و بمانند تا پايان روزگار.
سپس فرمود: نخست كسى كه بر آن سوار شد اسماعيل ٧ بود و از اين رو عراب نام گرفت، و پيش از آن وحشى بود چون وحشيان ديگر، و چون خدا تعالى با ابراهيم و اسماعيل رخصت داد تا پايههاى خانه كعبه را برآوردند فرمود عزّ و جلّ من بشما گنجى دهم كه براى شما ذخيرهاش كردم، سپس خداى تعالى باسماعيل وحى كرد كه برون شو و آن گنج را بخوان و بكوه اجياد برآمد و نميدانست گنج چيست و خواندن چيست و خدا عزّ و جلّ خواندن را بدو الهام كرد، و در روى زمين هيچ اسبى در سرزمين عرب نماند جز از او پذيرا شد و در فرمان او آمد، و از اينرو پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله فرمود: سوار اسب شويد كه ميراث پدر شما اسماعيل است.
٨- در قرب الاسناد ١٠٥-: بسندش از على بن جعفر كه از برادرش امام هفتم ٧ پرسيد از جياد كه چرا جيادش خوانند؟ فرمود: چون اسبها وحشى بودند، و ابراهيم و اسماعيل بدانها نيازمند شدند و از خدا تبارك و تعالى خواستند آنها را زير فرمانشان آورد، و او را فرمود، تا بر ابى قبيس برآيد و فرياد زند الا هلمّ الا هلمَّ و آمدند تا بر كوه جياد ايستادند، و فرو آمد و آنها را گرفت و آن را جياد ناميدند، در كتاب المسائل (مصنف همه آن را در كتاب احتجاجات آورده- ١٠: ٢٤٩- ٩٢١) مثل آن است.