آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١ - اخبار باب
٣- در قرب الاسناد- ٥٥-: بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله كه پرندهاى شكار نشود جز بغفلت از تسبيح خدا.
٤- در علل- ١: ٥- بسندش از امام ششم ٧ كه وحش و پرنده و درنده و همه چيز كه خدا عز و جلّ آفريده اندر هم بودند تا پسر آدم برادرش را كشت و نفرت گرفتند و بهراس افتادند و هر كدام بهم شكل خود پيوستند.
٥- و از همان- ٢٧٠-: بسندش تا امام يكم ٧ كه چون عوعو سگ و عرعر خر شنويد بخدا پناه بريد از شيطان رجيم، زيرا آنها بينند آنچه شما نبينيد پس انجام دهيد آنچه فرمان داريد- الخبر- ٦- از مجالس ابن الشيخ: بسندى تا رسول خدا كه گذر كرد بماده آهوئى بسته بطنابهاى چادرى و چون رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله را ديد خدا عزّ و جلّ زبانش را گشود و برسول خدا گفت: يا رسول اللَّه من دو نوزاد دارم تشنه و اين دو پستانم پر از شيرند، مرا رها كن بروم و آنها را شير بدهم و برگردم و مرا ببندى چنانچه بودم، فرمودش چگونه مىشود با اينكه تو بسته مردمى و شكار آنهائى؟ گفت:
آرى يا رسول اللَّه من مىآيم و مرا چنانچه بودم بدست خود مىبندى و از او پيمانى خدائى گرفت و رهاش كرد و اندكى نشد كه برگشت و شيرى در پستانش نمانده بود و پيغمبر خدا او را بست چنانچه بود.
و آنكه پرسيد اين شكار از كيست؟ گفتند: يا رسول اللَّه اين از بنى فلانست و آنكه شكارش كرده بود منافقى بود، و از آن برگشت و خوش عقيده شد پيغمبر با او براى خريد آهو در گفتگو شد گفت: بلكه من آن را رها كنم پدر و مادرم قربانت اى پيغمبر خدا، رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود: اگر بهائم ميدانستند از مردن آنچه شما ميدانيد، فربهى از آنها نميخورديد.
بيان: ميدانستند از مردن: يعنى بدان يقين داشتند يا سختى آن را و كيفرهاى پس از آن را و هراسهاى مردن را ميفهميدند و اين معنى دوم روشنتر است (امالى ابن الشيخ ٢: ٤٨).