آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٧ - باب سوم باب كبوتر و انواعش از فاخته قمرى، دباسى و ورشان
بميرد يا ناياب شود، كبوتر مادهاى ديدم كه خود را براى نرش در هنگامى كه ميخواستش آرايش ميكرد، ماده كبوترى ديدم كه شوئى داشت و ديگرى را پذيرفت و نر او را معذور نداشت.
ماده كبوترى ديدم با ماده ديگر جفت شد و گفتند از آن تخم نهد ولى جوجه ندهد، و نرى ديدم با نرى جفت شد و نرى ديدم كه با هر ماده كه برميخورد جفت ميشد و زن نميگرفت و مادهاى كه با هر نرى جفت ميشد و شوى نميگرفت و هيچ جانورى نيست كه هنگام جفت شدن بوسه گيرد، جز آدمى و كبوتر، و كبوتر در جفت شدن پارسائى دارد و دم كشد تا اثر گائيدن را از ماده ببرد و گويا ميفهمد كه چه كرده و ميكوشد كه آن را نهان دارد.
و بسا كه چون شش ماهه شد جفتگيرى كند و ماده ١٤ روز روى تخم بخوابد دو تخم نهد كه از نخست نر آيد و از دوم ماده و فاصله آنها يك شبانه روز باشد، و نر جزئى از روز روى تخم بماند و آن را گرم كند و مانده از روز و شب با ماده است و چون ماده تخم نهد و نخواهد روى آن بخوابد نر او را وادارد كه بخوابد و چون نر خواهد با ماده جفت شود جوجهها را از لانه بدر كند، و اين نوع را در نهاد است كه چون جوجهاش از تخم برآيد نر خاك شور بجايد و بدهنش نهد تا خوراك پذير گردد فسبحان اللطيف الخبير كه بهر چه رهنمائى او را داده.
ارسطو پنداشته كبوتر هشت سال بماند، و ثعلبى و جز او از وهب بن منبه در تفسير قول خدا تعالى «و پروردگارت بيافريند هر چه خواهد و برگزيند، ٦٨- القصص» گفته: از گوسفند ميش را برگزيده و از پرنده كبوتر را، و مورّخان آوردند كه چون مسترشد زندانى شد بخواب ديد كبوتر طوق دارى بدست دارد و هاتفى آواز داد رهائى تو در اينست و چون صبح كرد آن را بابن سكينه امام گفت و وى باو گفت: بچه تعبيرش كردى؟ پاسخ داد به شعر ابى تمام آنها حمامند و گر به كسر بخوانى* حاء را راستش كه مرگ باشند و رهائى من در مرگ من است و پس از چند روز در سال ٥٢٩ كشته شد