آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣ - تفسير
كه در اينجا ببرخى از آنها پردازيم بخش پذيرى يكم: جانوران بسا در اندامى مانندند چون آدمى و اسب در گوشت و پى و استخوان يا از هم جدايند در اصل عضو يا وصفش و در اصل عضو هم يا ماده آن مشترك است يا نه يكم چون دم اسب كه در آدمى نيست ولى مايه آن كه استخوان و پى و گوشت است مشترك است و دومى چون صدفى كه پوست سنگ پشت است و فلسى كه بر پشت ماهى است و خارى كه بر تن خارپشت است و آدمى هيچ كدام را ندارد.
و اختلاف در وصف عضو يا در اندازه است چون چشم جغد كه درشت است و چشم عقاب كه خرد است يا در شمار است چون پاى پارهاى عنكبوتان كه شش است و پارهاى ديگر كه ٨ يا ١٠ است و يا در چگونگى مانند رنگ، شكل، سفتى، نرمى يا در وضع چون پستان فيل كه نزديك سينه او است و پستان اسب كه نزد ناف است و يا در كار است چون گوش فيل كه مگس پرانست بخلاف آدمى و بينى او كه با آن چيزها را بگيرد بخلاف جانداران ديگر و يا در پذيرش مانند چشم شب پره كه زود از روشنى خيره شود و چشم خطاف برعكس آنست تقسيم دوم: جاندار يا آبى است و در آن زنده است يا زمينى يا نخست آبيست و آنگه زمينى شود جانداران آبى چند حال مخصوص دارند يا جا، خوراك و نفس آنها در آبست و بجاى تنفس بهواء آب را بدرون خود كشند و برون آرند و اگر از آب جدا شوند زنده نمانند و همه ماهيها چنين باشند، يا جايش آبست و غذايش آب ولى تنفس ندارد چون برخى رستههاى صدف كه هوا نبيند و آب بدرون نكشد، دوم: جاى برخى جانوران آبى نهر است و برخى آبهاى ايستاده چون قورباغه و برخى دريا سوم برخى در ژرفا باشند، برخى در كناره، برخى در گل و برخى در سنگ چهارم: جانورانى كه در آب رفت و آمد دارند برخى با سر فرو روند و با بال شنا كنند چون ماهى، و يا بر پاها شنا كنند چون قورباغه، برخى در ته