آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤ - تفسير
آب راه روند چون خرچنگ و برخى بخزند چون كرم.
جانوران خشكى هم از دو نظر حال آنها سنجيده شود.
يكم برخى از راه دهان يا بينى نفس كشند و برخى چنين نفس نكشند مانند زنبور و مگس عسل دوم: برخى جانوران زمين جايگاه مشخصى دارند، و برخى هر شبى جايى بسر برند جز اينكه بچه آرند و براى پرستاريش بر سر آن بمانند، و آنها كه جا دارند برخى بر قله تپههايند و برخى روى زمين.
سوم: جانور خشكى پرنده بدو بال با دو پا راه رود و راه رفتن برخى دشوار باشد بر او چون خطاف بزرگ و شب پره و اما آنكه بالش پوست يا پرده است پا ندارد چون نوعى مار پرنده در حبشه چهارم- پرندهها مختلفند برخى با هم زندگى كنند مانند كراكى و برخى تنها مانند عقاب و همه پرندههاى شكارى كه بر سر طعمه ستيزه دارند و براى شكار كوشايند، برخى جفت هم زندگى كنند چون قطا، برخى گاهى با هم و گاهى تنها، سپس آنكه تنها است بسا شهريست و بسا بيابانى و بسا در باغها زندگى كند ميان همه جانداران تنها آدمى است كه نميتواند تنها زندگى كند، زيرا وسيله زندگى و معاشش بشركت در مدينه است و زنبور عسل و برخى پروانهها هم در اجتماعى بودن چون آدميند ولى حدا و كراكى پيرو يك رئيس باشند و مورچه اجتماعى است و رئيس ندارند.
پنجم: پرندهها گوشت خوار دارند و دانه چين و گياه خوار و برخى چون مگس عسل تنها از گل تغذيه كند و عنكبوت تنها از مگس و برخى با هم يك خوراك دارند.
و اما بخش سوم جانوريست كه يك بار آبيست و يك بار در خشكى و گويند جانوريست كه در دريا زندگى كند و آنگه بخشكى رود و در آن بماند.
تقسيم سوم: برخى جانوران بطبع خود مأنوسند با هم (چون آدمى و برخى