آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٢ - در باره مارها
بيش از آن ذكر خدا نكند.
و در آنست بسندى از ابن عباس كه قورباغهاى از ترس خدا خود را در آب افكند، و خدا سردى آب را پاداش آنها نمود و بنگ آنها را تسبيح خود ساخت.
و گفته: رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله از كشتن قورباغه نهى كرد و هم از جغد و زنبور عسل گفته: براى حماد بن عبيد جز اين حديث ندانم (و از بخارى و ابو حاتم نادرستى حديث او را نقل كرده) در كتاب الزاهر قرطبى است كه داود ٧ گفت: امشب خدا را تسبيحى گويم كه هيچ آفريده نگفته و قورباغهاى از آبگير خانهاش او را فرياد زد اى داود بتسبيح خدا بر خود ميبالى هفتاد سال است كه زبانم از ذكر باز نمانده، و ده شب است كه من سبزى نخوردم و آب ننوشيدم براى گفتن دو كلمه فرمود: آنها چهاند گفت «يا مسبّحاً بكل لسان و مذكورا بكل مكان» داود پيش خود گفت: من چه توانم گفت رساتر از اين؟ و بيهقى در شعبش آورده از انس بن مالك كه پيغمبر خدا داود پيش خود گمان برد كسى بهتر از او خدا را نستوده خدا فرشتهاى بر او فرستاد كه در محراب خود نشسته بود و بركهاى از آب در كنارش بود، گفت: اى داود بفهم آواز اين قورباغه را باو گوش داد و او ميگفت: سبحانك و بحمدك منتهى علمك، فرشته باو گفت:
چه بينى؟ گفت سوگند بدان كه مرا پيغمبر ساخته من او را بدين نستودم و در كتاب فضل الذكر از عكرمه آورده كه آواز قورباغه تسبيح است، و در آنست از ابى صالح كه آواز سوت درى را شنيد و گفت: اين تسبيح آنست.
ابن سينا گفته: چون در سالى قورباغه از حد عادت بيشتر شود دنبالش وبا آيد.
قزوينى گفته: قورباغهها چون سنگ پشت در ريگ تخم نهند و دو نوعند خشك زندگانى و آبى، زمخشرى در فائق از عمر بن عبد العزيز آورده كه مردى از پروردگارش خواست جاى شيطان را در دل آدميزاده باو نمايد، و در خواب مانندى ديد كه مردى