آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٣ - باب هشتم حق مركب بر صاحبش و آداب سوار شدن و بار كردنش و برخى نوادر
و پيروز ميشد عمامهها را بگردن اسبهاى خود مىبست و گفتند معاويه چون بر كار خلافت چيره شد و پس از صلح امام حسن ٧ بكوفه آمد با اسبان خود چنين كرد.
گويم: ابن اثير در نهايه همه اين وجوه را جز آخرى ياد كرده.
١٩- در مجازات النبويه- ١٦٧- پيغمبر فرمود: چون در دشتهاى سبز و پرگياه سفر كنيد بمركوبهاى خود دندانهاشان را بدهيد.
و اين تعبير از اينست كه مركوب خود را فرصت دهيد تا از گياه و سبزه بيابان و راه خوب بچرد و سير شود و دندانهاى خود را در چريدن بكار اندازد چنانچه گويند مهار اسب و پاكش را بدو ده يعنى بگذار آزاد بدود و گردن كشد و گام زند.
و نزد من تفسير ديگر هم دارد و آن اينست كه بگذاريد بچرند و فربه شوند و اسلحه دفاع يابند چون شتر و مركوب فربه در چشم صاحبش عزيز است و او را نكشد و نبخشد و فربهى را سلاح دفاع آنها نموده است از كشتن و پى شدن.
٢٠- در فقيه (ج ٢ ص ١٩١): بسندش از ايوب بن اعين كه شنيدم وليد بن صبيح بامام ششم ٧ ميگفت: ابو حنيفه هلال ذيحجه را در قادسيه ديده و با ما در عرفه حاضر شده، فرمود: اين نه نماز دارد و نه حج.
و على بن الحسين ٧ ٤٠ بار با شتر خود بحج رفت و يك تازيانه بدان نزد.
و از همان (ص ١٩٢) كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله با مرثد بن ابى مرثد غنوى در سفر بدر بر يك شتر بنوبه سوار ميشدند.
٢١- در فقيه: كه على ٧ در باره دواب فرمود: بروى آنها نزنيد و لعنشان نكنيد كه خدا عز و جل لعن كن آنها را لعن كند.
و در خبر ديگر است كه چهرهها را زشت نسازيد و پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله فرموده