آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٦ - اخبار باب
و ابو داود و نسائى بسندى از امير المؤمنين روايت كردند كه استرى براى رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله پيشكش آوردند و آن را سوار شد و على ٧ گفت: اگر ما خر را بماديان بپرانيم مانند آن را داريم، رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود: همانا اين كار را آنها كنند كه ندانند، ابن حبان گفته: يعنى نميدانند كه غدقن شده، خطابى گفته گمان ميرود كه مقصود همين باشد- و با اينكه خدا داناتر است- اگر خر را بماديان اندازند، سود بسيارى از اسب معطل مانند، و شماره آنها كم گردد و از فزايش بمانند، با اينكه نياز باسب براى سوارى و تاختن و جستن باشد و نبرد با دشمن و با آن غنائم را بدست آرند، و گوشتش خوردنى است، و از غنائم سهمى دارد چون سهم اسب سوار، و استر هيچ كدام از اين فضائل را ندارد.
و پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله خواسته اسب فراوان باشد و نژادش فزون گردد براى سود و صلاحى كه دارد، و اگر اسب نر را بماده الاغ پرانند بسا كه در غدقن در نيايد جز اينكه كسى حديث را تفسير كند باينكه براى نگهدارى اسب است از هم جفتى با خر و آميختن آب آنها بهمدگر تا جاندار دورگه نباشد چون جانداران دورگه از پدر و مادر خود بدترند و درندهتر مانند كفتار و همگنانش.
وانگه استر جانداريست نازاد نه نژاد دارد و نه فزايش، نه سرش را برند و نه زكاتش را دهند، سپس گفته ولى من اين نظر را درست ندانم زيرا خدا تعالى فرموده «و اسبان و استران و خران براى سوار شدن شما است و براى زيور، ٨- النحل» و ذكر استران بهمراه اسبان و خران براى منت نهادن با همگانست.
و آن را بنام ويژه خود آورده چون نياز برآر و سودمند است، چيز بد نكوهش را سزد نه ستايش را و نه مايه منت نهادن گردد، و پيغمبر استر را بكار گماشته و آن را داشته و در حضر و سفر سوارش شده، و اگر بد بود آن را نميداشت و بكار نميگماشت.
و مسلم از زيد بن ثابت روايت كرده كه پيغمبر سوار استرى بود در نخلستان