آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٥ - اخبار باب
اسب را و بنگش ميانه شيهه اسب و عرعر خر است و نازاد است و بچه نياورد، و در تاريخ ابن بطريق است در حوادث سال ٤٤٤ كه در نابلس استرى زائيد.
و بدترين منش اينست كه از ريشههاى متضاده و خويهاى جدا از هم و مايههاى دور از هم فراهم شده باشد، و اگر پدر استر خر باشد بيشتر باسب ماند، و اگر پدر اسب باشد بيشتر بخر ماند، و شگفت اينست كه هر عضو آن ميانه اسب و خر است و اخلاقش ميانه آنها است نه هوش اسب را دارد و نه كندى خر را.
و گفتند نخست كس كه استر را برآورد قارون بود و شكيبائى خر را دارد و نيروى اسب را، و بدخوى و متلون است بر اثر تركيب خود از دو جنس ولى راه نما است بهر راهى كه يك بار رفته باشد، و آنست كه مركب شاهانست در سفرهاشان، و كارگزار مستمندانست و بارهاى سنگين كشد و بر دوام آن شكيبا است و از اين رو سروده شد:
|
آن مركب قاضى و امام عدل است |
هم سيد و هم عالم و زان كهل است. |
|
از بهر زن و مرد همه خود اهل است.
و ابن عساكر در تاريخ دمشق از على بن ابى طالب ٧ روايت كرده كه استر ميزائيد ولى در هيزم كشى براى آتش ابراهيم خليل الرحمن از همه باركشان تندتر ميرفت و از اين رو خدا نسلش را بريد.
و از ابى حنيفه نقل است كه ما يك آسياب بان رافضى داشتيم كه دو استر داشت يكى را ابى بكر ناميده و ديگرى را عمر، يكى از آنها او را پرت كرد و كشت و به ابو حنيفه گزارش شد، گفت بنگريد كدام او را پرت كرده بايد همان عمر نام باشد، و آن را چنان يافتند.
و در كامل ابن عدى است از انس كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله سوار استرى شد و او را از راه بدر برد، پس آن را نگهداشت و بمردى فرمود تا قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ بدان بخواند، و آرام شد