آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٩ - تفسير
اگر گويند: چگونه درمان مردم است و بصفراء زيان دارد و سوداء را بجنبش آرد، گوئيم: خدا نفرموده درمان همه مردم است از هر دردى در هر حالى بلكه درمان در آنست في الجمله، و معجونى نيست جز كه عسل تماميت و كمال آنست و نوشابهها كه از آن سازند براى بيمارىهاى بلغمى بسيار سودمندند.
و قول دوم از مجاهد است كه يعنى در قرآن درمان مردمانست و داستان زنبور عسل در جمله «مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ» تمام است و فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ آغاز سخن تازهايست يعنى قرآن درمان مردم است از كفر و بدعت بمانند همين داستانى كه از زنبور عسل گذشت و بدان كه اين قول از دو راه سست است يكم ضمير بايد بنزديكتر مرجع مذكور برگردد و آن همان شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ ميباشد و اما حكم باينكه بقرآن برميگردد با اينكه نامش پيشتر نيست تناسب ندارد.
دوم روايت ابى سعيد خدريست كه مردى نزد پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله آمد و گفت:
برادرم از درد شكمش شكوه دارد فرمود: عسل بدو بنوشان رفت وانگه برگشت و گفت: عسلش دادم و سودى نداشتش، باز فرمود: برو عسلش بده، و فرمود خدا راست گفته و شكم برادرت دروغگو است، و باو نوشاند و گويا از بند آزاد شد، و اينكه فرمود: خدا راست گفته تعبير كردند به گفته خدا فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ و اين درست است باينكه وصف عسل باشد.
اگر كسى گويد پس معنى شكم برادرت دروغگو است چيست؟ گوئيم چون بنور وحى ميدانست كه اثر عسل بزودى روشن شود و در اين حال روشن نبوده اين را چون دروغ و اظهار خلاف واقع تعبير كرده- پايان- كلام رازى- و تفسير آيات نمل گذشت و دلالت دارند بر شرافتى در باره مورچه، و بر برخى از آنچه آيد، و آيات هدهد دليلند بر ارجمندى او و برخى احوالش و داستانش گذشت و برخى از آنهم آيد.
دميرى در حياة الحيوان گفته: نحل: مگس عسل است و گذشت كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم فرموده همه مگسها در آتشند جز نحل و يحيى بن وثاب «أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ»