آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٧ - باب هشتم حق مركب بر صاحبش و آداب سوار شدن و بار كردنش و برخى نوادر
٤- در علل- ص ١٩٤-: بسندى تا رسول خدا در حديث درازى كه سه نفر برديف سوار دابه نشوند كه يكيشان ملعون است و آن جلوى است.
در محاسن- ٦٢٧- بسندى مانندش آمده.
بيان: حمل بر كراهت شده و تخصيص جلوى براى آنكه بر گردن نشيند و زيان بيشتر بدابه زند در غالب.
٥- در محاسن- ١: ٢٦- بسندش كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله بر شترى زانو بند ديد كه بار بدوشش بود فرمود: صاحبش كجا است؟ او را واداريد تا فردا آماده محاكمه باشد.
٦- و از همان و فقيه- ج ٢ ص ١٩١- بسندش از حماد گوشت فروش كه قطار شترى از امام صادق ٧ گذر كرد و آن حضرت ديد بار شترى خم شده فرمود: اى غلام بار اين شتر را راست كن كه خدا راستى را دوست دارد.
٧- در محاسن- ٣٦١- بسندى از امام ششم ٧ كه على بن الحسين ٧ ده حج بر شتر سوارى خود كرد و يك تازيانه بآن نزد و يك سال در راه خوابيد و يك تازيانه باو نزد.
و از همان: بسندى از امام ششم ٧ كه هر چيزى را حرمتى است و حرمت بهائم در چهره آنها است.
در كافى- ج ٦ ص ٥٣٩- بسندى از آن حضرت مانندش آمده.
٨- در محاسن- ٦٣٣-: بسندى تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله كه نزنيد بروى بهائم و هر چه جان دارد كه بحمد خدا تسبيح گويد.
و از همان: از امير المؤمنين (همين روايت كرده) و در حديث ديگر است كه روى آنها را داغ نزنيد.
در كافى هم بسندى مانندش آمده و در حديث اربعمائه خصال هم حديث نخست آمده ٩- در محاسن- ٦٣٣- سند را بامام ششم ٧ رسانيده كه آيا شرم ندارد يكى از شما كه سوار پاكشش شود و سرود خواند و او تسبيح گويد، و از پيغمبر روايت است