آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤ - تفسير
١١٢- التكوير- ٨١- و چون وحوش محشور شوند.
١٣- فيل- ١٠٥- آيا نديدى چه كرد پروردگارت با اصحاب فيل تا آخر سوره.
تفسير
: طبرسى- قد- ٤: ٢٩٧ مجمع- در قول خدا وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ گفته نه هر جانورى كه بر زمين راه رود «و نه پرندهاى كه پرواز كند با دو بالش» با اين دو لفظ همه جانوران را گرد كرده زيرا يا پرواز ميكنند يا ميجنبند و دو بال را آورده براى تاكيد يا رفع اشتباه چون پريدن را در شتاب استعمال كنند و هم در شناى ماهى در آب و ماهى پرنده نيست چون جانور دريائى است و همانا مقصود خدا همه آنچه است كه در زمين است و يا در هوا، و من گويم: گفتند ماهيان دريا را هم فراگيرد زيرا جنبنده در آب و يا پرندهاند و هر دو بعيد است.
رازى- ١٢: ٢١٣- ٢١٥ تفسيرش- در قول خدا إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ گفته:
فرّاء گفته هر دسته از بهائم امتى باشند، و در حديث است «اگر سگها امتى نبودند تسبيح گو، فرمان كشتن آنها را ميدادم» سگها را امتى ناميده، چون چنين است گويم، همه جنبنده و پرندهها مانند ما شمرده شدند، و در آيه شرح نداده اين همانندى در چه وضعى است، و نميشود گفت از همه جهت است و گر نه بايد آنها در صورت و وصف و آفرينش چون ما باشند و اين نادرست است و مردم در تفسير وجه مانندى ميان آدمى و دواب و طيور كه خدا فرموده اختلاف دارند و در آن چند قول است:
١- واحدى از ابن عباس آورده كه مقصود اينست كه: مرا ميشناسند و يگانه ميدانند و تسبيح ميگويند و سپاس ميكنند، و گروه بزرگى از مفسران بر اين قولند، گفتند: اين حيوانات خداشناس سپاسگزار و تسبيح خوانند، و دليل آوردند بقول خدا «نيست چيزى جز اينكه تسبيح گو است بسپاسش، ٤٤- الاسراء» و بفرموده او در وصف جانوران «همه آنها دانستهاند نياز بوى و تسبيح او را» بعلاوه خداوند بمورچه و هدهد خطاب كرده، و از ابى درداء است كه خرد بهائم در همه چيز