آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٦ - باب سوم و آهو وحشيان ديگر
پوست گورهخر خواستم و روغن سداب دشتى و برايم آوردند و دو انگشت بزرگ آن دختر را بستم و او فرياد زد من تو را بر زيان خود آموختم گفت: سپس از آن روغن چهار بار در بينى راست او و سه بار در چپ او ريختم و بيدرنگ مانند مرده افتاد و خدا آن دختر جوان را شفاء داد و پس از آن ديو باو بازنگشت (حياة الحيوان ٢: ٢٩٤ و ٢٩٥).
٤- در دلائل طبرى ٨٩- بسندى از حمران بن اعين (قريب مضمون روايت شماره يك اختصاص را آورده و در شرح سخن آهو فرموده) او ميگفت:
خدا هر چه از شما بزور گرفتند بشما برگرداند و هم هر غائبى را و هر چه بدو اميد داريد و على بن الحسين را بيامرزد چنانچه بچه مرا بمن باز گرداند.
٥- در حياة الحيوان: ابن خلكان در شرح حال امام جعفر صادق ٧ گفته كه او از ابو حنيفه پرسيد چه گوئى در باره مجرمى كه دندان رباعيه آهو را شكسته؟ گفت اى پسر دختر رسول اللَّه نميدانم، فرمود: آهو دندان رباعيه ندارد و هميشه ثنى است يعنى دندان انداخته.
كشاجم در كتاب المصائد و المطارد چنين حكايت كرده (و از جوهرى براى اثبات اين معنى شعرى عربى آورده).
دارقطنى و طبرانى در معجم اوسط از انس بن مالك بيهقى در سنن خود از ابى سعيد خدرى آوردند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله و سلم بمردى گذشت كه آهوئى گرفته و بچوب چادر بسته بودند و آن آهو گفت: يا رسول اللَّه من زائيدهام دو نوزاد دارم برايم اجازه بگير كه آنها را شير دهم و بدانها باز گردم پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم فرمود او را رها كنيد برود نوزادانش را شير دهد و نزد شما آيد، گفتند چه كسى ضامن ما است؟ فرمود: من او را رها كردند و آنها را شير داد و برگشت و او را بستند، فرمود صلى اللَّه عليه و اله و سلم آن را بمن ميفروشيد؟ گفتند از آن تو باشد يا رسول اللَّه و او را رها كردند و آن حضرت او را آزاد كرد.
و در روايت زيد بن ارقم است كه چون رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله و سلم او را آزاد كرد