آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥ - تفسير
بزايش مأنوس شوند چون گربه و اسب، و بعضى بفشار مأنوس شوند چون يوز، برخى مأنوس نگردند چون ببر، از نسخه اصل) و برخى زود مأنوس شوند و مأنوس بمانند چون فيل، و برخى دير مأنوس شوند چون شير، و بسا كه از هر نوعى دستهاى مأنوس باشند و دستهاى وحشى تا برسد بآدمى تقسيم چهارم: برخى جانداران آواز دارند و برخى خاموشند، و آواز دارها موقع شهوت و جماع بيشتر آواز كنند تا برسد بخود آدمى هم، برخى پيوسته شهوت جماع دارند چون خروس و برخى در وقت معين بركنارند.
تقسيم پنجم: برخى جانوران منش آرامى دارند و كم خشمند چون گاو برخى تند و عصبانى چون خوك بيابانى برخى بردبار و باركش چون شتر، برخى تند جنبش چون مار، برخى نيرومند، دلير راد و بزرگ طبع مانند شير، برخى نيرومند و نيرنگ باز و وحشى چون گرگ، برخى حيله گر و مكار و پر حركت چون روباه برخى خشم دار و سفيه ولى تملق گو و زود آشنا چون سگ، برخى پر نرمش و مأنوس چون فيل و ميمون برخى حسود و جمال فروش چون طاوس؟ برخى پر حافظه چون خر و اشتر كه راهى را كه رفتهاند از ياد نبرند.
تقسيم ششم: برخى نژاد از زائيدن جانورى آرند و برخى مادهشان كرمى آرند و جانور شود (مانند زنبور عسل و عنكبوت كه كرم زايند و سپس اندام آرند و برخى مادهشان تخم گزارد و جوجه آرد. از پاورقى ص ١٨) نيشابورى گفته: برخى زايند و برخى تخم نهند، هر گوش دارى زاينده است و هر بىگوشى جز خفاش تخم نهند، و در قول خدا إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ گفته:
اشاره است باينكه اختصاص هر جاندار بدين خواص و مانند آنها نشود مگر از توانا، مختار، قهار (٣: ٢١- تفسير نيشابورى) بيضاوى (٢: ١٩٤ تفسيرش) گفته: در قول خدا تعالى عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ كه گفتار نزد متعارف هر واژه است كه نمايشگر از آنچه باشد كه در نهاد است تك باشد يا مركّب، و بسا بر هر آوازى از راه تشبيه و متابعت اطلاق شود، گويند