آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤١ - اخبار باب
و در موى دم سود بسياريست كه آدمى در مقاصد خود از آن بهره برد، و پشتش را هموار و افكنده بر روى چهارپايش ساخته تا بشود سوارش شد، و فرجش را در پشتش پديد كرده تا نر بر او جهد، و اگر مانند زن زير دلش بود نميشد نبينى كه نتواند روبرو بدو در آيد چنانچه مرد بزن.
بينديش در خرطوم فيل و لطف تدبيرش كه بجاى دست با آن علف و آب برگيرد و فرو دهد بدرونش و اگر نه چنين بود نميتوانست چيزى از زمين بر دارد چون مانند چهار پايان ديگر گردنى ندارد كه بكشد و چون بىگردنست بجايش خرطوم بلند دارد تا بيندازد و نياز خود را با آن برآرد كيست كه بجاى اندام نبوده جايگزينى باو داده؟ جز مهربانى كه او را آفريده، چگونه بىخدا چنين چيزى شود كه ستمگران گويند.
اگر كسى گويد چرا مانند چهارپايان ديگر گردن ندارد.
گفته شود سر و گوش فيل بار سنگينى باشند و گردن سطبرى را خرد كنند و از اين رو سرش بتنش چسبيده تا آن بدو نرسد كه گفتيم و بجاى گردن خرطومى بلند داده شده تا خوراكش را بدان بردارد و با بىگردنى بنياز خود دست يافته.
ببين چگونه فرج ماده فيل زير شكم است و چون نر آمد برآيد و پديد شود تا نر بر آن زند، و عبرت گير كه چگونه فرج ماده فيل جدا از چهارپايان ديگر است و اين صفت را باو دادند تا نسل او بماند و بپايد، در آفرينش شترگاوپلنگ بينديش و گوناگونى اندامش كه چون اندام چند برسته جانور است، سرش بسر اسب ماند و گردنش بشتر و سمش بسم گاو و پوستش بپوست پلنگ، برخى خدا نشناسها پندارند از چند نر پديد گردد از جانداران بيابان كه بر سر آب بهم پرند و چنين جانور چند جورى آورند.
و اين گفته از نادانى و خدا نشناسى است، زيرا هر رسته جانور رسته ديگرى را آبستن نكند، نه اسب شتر را و نه شتر گاو را آبستنى ميان دو جانور