آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٣ - در باره مارها
در آنست، و هر شب در اين كوه برقى جهد بىابر و هر روز ببارد و قدمگاه آدم را بشويد، و گفتهاند: ياقوت احمر بر اين كوه است و سيل و بارانش از قله به فرود آن آورد و الماس هم در آن يافت شود قزوينى چنين گفته.
و مار چند نوع است: يكى خال سياه و سفيد دارد و آن را رقطاء هم گويند و بدترين افعى است و عرب پندارند افعيها كرند و هم شتر مرغ و ديگرى ازعر است كه بيشتر باشد و ديگرى ازبّ كه مو دارد، و ديگرى مار شاخدار كه ارسطو منكر آنست و راجز در وصف آن سروده.
داراى دو شاخ و دندان آسيا* ميگزند گر بتواند گزيدن* بگرداند دو چشم را چون شهاب فروزان (حياة الحيوان- ١٩٩) و ديگرى شجاع است: بضمّ و كسر، و آن ماريست بزرگ كه نيش دارد براى سوار و پياده و بر دم خود ايستد و بسا بسر اسب سوار رسد و در بيابانها است و ديگرى عربد است كه مارى بزرگ و مار خور است، و ديگرى اصله است كه بسيار بزرگ است و چهرهاى چون آدمى دارد، و گويند پس از هزارها سال چنين شود و از خصائص او است كه به همان نگاه كردن ميكشد.
و ديگرى صلّ است كه آن را مكلّله هم گويند چون سرش كنگره دارد و بسيار تباهكار است و بهر چه گذرد بسوزاند و گرد سوراخش گياهى نباشد، و چون پرندهاى برابر جايش گذرد بيفتد، و جانورى نزديكش نگذرد جز بميرد، و با سوت خود از تير پرتاب بكشد، و چشمش بر هر كه افتد گر چه از دور بميرد، و هر كه را گزد بيدرنگ بميرد، و اسب سوارى بر او نيزه زد و خودش با اسبش مردند، و در بلاد ترك بسيار است.
و ديگرى ذو الطفيتين است و ابتر كه در دو صحيح از پيغمبر آوردند كه آنها را بكشيد زيرا چشم گيرند و زنان آبستن را سقط جنين كنند، زهرى گفته: بنظر ما اين اثر زهر آنها است (حياة الحيوان ٢: ٣٤)