آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠١ - در باره مورچه
و اينكه گفته: هر كه آنها را از ترس پىگيرى وانهد از ما نيست در جز آنست، و مارهاى خانگى را نبايد بهيجان آورد چون رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله آن روز از كشتن آنها نهى كرد.
نجاشى (٣ فهرست): بسندش از ابى رافع كه درآمدم بر رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله كه در خواب بود يا در حال وحى و ناگاه مارى در كنار خانه بود- تا گفته- بيدار شد و بآن حضرت گزارش دادم از مار و فرمود: آن را بكش، كشتم- الخبر- ٣٨- در تحف العقول- ١٢- در سفارش پيغمبر به على ٧ چون مارى در بنه خود ديدى آن را مكش تا سه بار بدو اخطار كنى و اگر بار چهارم ديديش بكش كه كافر است.
توضيح: اخطار اينست كه بدو پيشنهاد كنى و سوگندش دهى كه زيان نزند و پديد نگردد، در نهايه است كه حرج گناه و تنگى است و باين معنى است حديث «بار خدايا من در حرج نهم حق دو ناتوان را كه يتيم و زن باشند» يعنى تنگ گيرم و غدقن كنم بر كسى كه بدانها ستم كند.
٣٩- در درّ منثور: از جويرية بن اسماء از عمش كه با گروهى بحج رفتيم و در منزلى فرود آمديم و زنى همراه بود خوابيد و چون برخاست مارى بگردنش پيچيده بود و سر و دمش را ميان دو پستانش نهاده بود، و ما از آن در هراس بوديم و كوچ كرديم و آن مار طوق گردن آن زن بود و باو زيانى نداشت تا به نشانههاى حرم رسيديم و بزودى خود را كشاند، و ما بمكه رفتيم و اعمال حج را بجا آورديم و برگشتيم تا آنجا كه مار بگردن آن زن طوق شده بود، و آن زن خوابيد و بر خاست و آن مار بگردنش بود، و ناگاه سوتى زد و دشت پر از مار شد و او را خوردند تا همان استخوانش ماند، من بآقاى آن كنيز گفتم واى بر تو از اين زن بما گزارش بده، گفت: سه بار زنا داد و هر بار زائيد و بچهاش را به تنور افروخته انداخت.
٤٠- در خرائج (ترجمهاش در شماره ١٠ گذشت).