اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٤
دورى او تكبر است، و نه نزديكى او فريب و هرزه درآئى، بلكه پيروى كند از خيرمندان پيش از خود، و پيشوا و رهبر باشد براى هر كه پس از او است از مردم نيك و نيكوكار.
فرمود: در اينجا همام يك شيون زد و افتاد و از هوش رفت، و امير مؤمنان فرمود بخدا من از اينش ترسان بودم و فرمود: چنين كند پندهاى رسا با اهلش.
يكى باو گفت: پس تو را چه شود يا امير مؤمنان (كه خود زنده ماندى) فرمود:
هر عمرى را سر رسيديست كه از آن نگذرد، و سببى است كه از آن تجاوز نكند، آرام باش اى گوينده و بازگو مكن كه همانا شيطان بزبانت دميد اين گفتار را.
بيان: روايت همام بنقل از نهج البلاغه و مجالس صدوق با اختلاف بسيارى خواهند آمد (بلكه در شماره ٥٠ گذشتند و چنان برآيد كه مصنف روايت كافى را بر آورده و تفسير كرده و شرح داده كه حديث همام را از نهج و امالى بدان ملحق سازد و با تفسير و شرح آن و بر نسخه نويسان اشتباه شده و آنها را پيش انداختند و اين باب دچار تكرار شده از پاورقى ص ٣٦٧).
و در آنست كه همام گفت پرهيزكاران را برايم وصف كن، و مىشود پرسش از اوصاف مؤمنان و پرهيزكاران هر دو نموده باشد و در روايتى نخست ياد شده و در ديگرى دوم.
همام بفتح هاء و تشديد ميم ميانه و بقول قاموس بر وزن غراب پادشاه والا همت و سيد شجاع و سخاوتمند را گويند و بر وزن شداد نام حارث و پسر زيد و پسر مالك از صحابهاند.
و آنچه در دو روايت پيش است كه امام ٧ در پاسخ او گرانى كرد سازگارتر است بدان چه در آخر خبر است كه: البته من ميترسيدم از آن بروى، در قاموس نسك را با سه حركت حرف اول و با دو ضمه بعبارت تفسير كرده و هر حق الهى، و بقولى در اينجا بمعنى مواظبت بر عبادت است، و مجتهد يعنى كوشا در عبادت ...