اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٩ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
فرمود: اى ابراهيم، اين امر درونى دارد و رازيست سر پوشيده و دريست بسته بر تو و بر بسيارى از همانندهاى تو و يارانت، و خدا عز و جل اجازه نداده كه راز و نهفتهاش برون شود جز براى كسى كه آن را باور كند و اهلش باشد، گفتم: يا ابن رسول اللَّه من بخدا باور دارم اسرار شما را و معاند و دشمن خاندان نيستم فرمود: اى ابراهيم آرى تو چنينى ولى دانش ما پر سخت و دور از باور است و در خورد نكند آن را جز فرشتهاى مقرب يا پيغمبرى مرسل يا مؤمنى كه خدا دلش را براى ايمان آزموده و آبديده شده و همانا تقيه از دين ما و پدران ما است و هر كه تقيه ندارد دين ندارد، اى ابراهيم اگر بگويم تارك تقيه مانند بينماز است راستگو باشم اى ابراهيم راستى كه از دانش درونى و حديث و سرما چيزها است كه تحمل آن را ندارد فرشته مقرب و نه پيغمبر مرسل و نه مؤمن آزموده. گفتم: اى آقايم پس چه كسى تحمل آن تواند؟
فرمود: آنكه خدا خواهد و ما خواهيم بلا هر كه راز ما را جز براى اهلش فاش كند خدا سوزش آهن را بدو چشاند.
وانگه فرمود: اى ابراهيم بگير جواب پرسشت را دانشى درونى و گنجينه در دانش خداى تعالى كه خدا جل جلاله آن را برسولش بخشيده و رسولش بوصى خود امير مؤمنان وانگه اين آيه را خواند (٢٧- الجن) داناى نهانست و آگاه نكند بر نهانش كسى را ٢٨ جز رسولى كه او را پسندد.
واى بر تو اى ابراهيم تو پرسيدى از مؤمنان شيعه مولاى ما امير مؤمنان على بن ابى طالب و از زاهدان ناصبيها و عابدان آنان كه خدا فرموده: و پيش داريم هر چه كردند و آن را گردى پراكنده سازيم (٢١- الفرقان).
و هم از اينجاست كه فرموده (٤- الغاشيه) پر كار و پر منصب در گيرد در آتش سوزان ٦ و نوشانندش از چشمه داغ، اين گونه ناصبى منش گرفته بدشمنى ما و رد فضيلت ما خلافت پدر ما امير مؤمنان را باطل پندارد، و خلافت معاويه و بنى اميه را ثابت داند