اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٥١ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
و سودى ندارد.
و بدانش ترسان شوند از مرگ: و كيفر خدا در سراى ديگر چنانچه خدا فرموده:
جز اين نيست كه ميترسند از خدا دانشمندان (٢٨- فاطر) با مرگ دنيا پايان گيرد كه چاره ندارد و دنيا از دست ميرود و نشايد خردمند تنها بدان دل بندد و بدنيا آخرت بدست آيد زيرا ميدان مسابقه آخرتست و جاى آماده شدن و بدست آوردن توشه براى معاد، يا مقصود از دنيا مال و جاه آنست كه مىشود آدمى آن را صرف در كسب سعادت آخرت كند ...
غاوى و گمراه آنكه كار مايه زيان و نوميدى كند، يعنى در رستاخيز بهشت به پرهيزكاران نزديك شود تا در آن در آيند و بدان مژده گيرند و پرده از دوزخ بردارند براى گمراهان كه خدا فرموده: و نزديك شود بهشت به پرهيزكاران و آشكار شده دوزخ بر گمراهان (٩٠ و ٩١- الشعراء) ...
٢٧- نوادر راوندى: بسندش تا رسول خدا ٦ كه مؤمن چون درختى باشد كه برگش در زمستان و تابستان نريزد، گفتند. يا رسول اللَّه آن كدام درخت است؟
فرمود: نخل خرما.
٢٨- امالى طوسى (ج ٢ ص ٢٤٢): بسندى تا پيغمبر: كه روز رستاخيز خدا يك بنده خود را سرزنش كند كه چه تو را باز داشت كه من بيمار شدم و مرا عيادت نكردى؟ گويد: منزهى، منزهى تو پروردگار بندههائى نه دردگيرى و نه بيمارى، فرمايد: برادر مؤمنت بيمار شد و او را عيادت نكردى، بعزت و جلالم سوگند اگرش عيادت كرده بودى مرا در بر او يافتى و من نيازهايت را كفايت ميكردم و همه را بر مىآوردم براى احترام بنده مؤمنم و من بخشنده و مهربانم.
گويم بسندش از ابو هريره مانندش آمده و سيراب كردن مؤمن و خوراندن باو را هم بر آن افزوده.
بيان: مرا نزد او يافتى، مقصود رحمت يا دانش خداست و سخن بر سبيل مجاز