اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
آنچه كردهاند باشد.
آنان برهنمائى پروردگار خودند، فرمود ٧ خدا خبر داده كه اين موصوفان باين وصفها بر راه درستند از جانب پروردگارشان و بفرمانش دانايند و آنان رهايند از آنچه ترسند و كاميابند بدان چه آرزومندند.
و در تفسير قول خدا «وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا» فرمود گرويدند بخدا و باور كردند پيغمبرى تو را و پيشوايت گرفتند و تصديقت كردند در گفتههات و درستكارت شمردند و على ٧ را پس از تو امام گرفتند و وصى پسنديده تو و بدان چه فرمايدشان گردن نهند و بدان سو كه بردشان بروند و او را داراى هر آنچه تو دارى دانند جز پيغمبرى كه در آن تنهائى و دانند كه بهشت ندارند جز بموالات او و هر كه از فرزندانش از او منصوص بامامت است و دوستدار دوستان خاندان اويند و دشمن مخالفانشان و دانند كه از دوزخ بركنار نباشند جز به دورى از دوستى مخالفانشان و كمك بدگويانشان.
«و عملوا الصالحات» از انجام هر واجب و بركنارى از هر حرام و نباشند چون ناباوران بتو، بهشتها دارند كه از زيرشان جويهاى روانند يعنى از زير درختان و مساكن آنها. تا آخر آنچه در ابواب معاد گذشت.
فرمود (ع) خدا به يهود گفته (در ٤١ البقره) بگرويد اى يهود بدان چه فرو نمودم بر محمد از ذكر پيغمبرى خودش و اخبار امامت برادرش على و خاندان پاكش كه مصدق همانست كه در كتاب شما است كه محمد پيغمبر سيد اولين و آخرين و مؤيد به سيد اوصياء و خليفه رب العالمين فاروق امت و باب مدينه علم است و حكمت و وصى رسول رحمت است و نخريد بآياتم كه در باره نبوت محمد و امامت على و عترت پاك او هستند بهاى اندكى را كه هر چه هم بيش باشد نابودى و زيان و بوار دارد و از من بترسيد در نهان كردن امر محمد و امر وصى او.
و گفتهاند اينكه فرموده سره كافران باو نباشيد، تعرضى است باينكه بايد سره