اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٤ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
مرا آزارد خدا عز و جل را آزرده، و هر كه خدا را آزارد لعنت شده در تورات، انجيل، زبور و قرآن.
٤١- و در همان از آن حضرت ٦ كه مؤمن چون فرشته مقرب است و حرمتش نزد خدا بزرگتر و هم گراميتر است از فرشته مقرب، و چيزى نزد خدا دوستتر نيست از مرد مؤمن و يا زن مؤمنه، راستى مؤمن در آسمانها شناخته است بمانند اينكه مردى اهل و فرزندش را شناسد.
٤٢- و از همان: از امام صادق ٧ كه خدا همه كار مؤمن را بخودش وانهاده ولى باو اختيار نداده كه خوار باشد، نشنيدى خدا عز و جل ميفرمايد: و از آن خداست عزت و از رسولش و از مؤمنان (٨- المنافقون) پس مؤمن عزيز است و خوار نيست و فرمود «راستش مؤمن از كوه عزيزتر است از آن با تيشه كم شود و از دين مؤمن هيچ كم نشود.
بيان: او را اختيار خوار شدن نداده و غدقن كرده كه خود را خوار كند گرچه براى امر بمعروف و نهى از منكر و كارهاى الهى ديگر كه چون داند مايه خوارى و سبكى اويند همه از او ساقطند، يا مقصود اين است كه خدا او را بدين عزيز و والا كرده گرچه خود را خوار كرده زيرا خدا از عزت او خبر داده و ضامن آن شده و استشهاد بآيه و دنباله خبر بدين معناى ديگر جورتر است.
٤٣- در امالى طوسى (ج ١ ص ٤٦) بسندش از فضل بن عبد الملك كه امام صادق ٧ فرمود: اى فضل، بشيعه مستمند ما بىميل نباشيد كه يك مستمند آنان در رستاخيز در مانند دو تيره ربيعه و مضر شفاعت ميكند وانگه فرمود: اى فضل مؤمن را مؤمن ناميدند براى آنكه امان ميدهد از طرف خدا و امانش پذير است. وانگه فرمود: شنيدى خداى تعالى در باره دشمنان شما فرمايد چون در رستاخيز بينند مردى از شماها براى يارش شفاعت كند گويند: نيست براى ما شفيعى و نه دوست مهربانى