اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٥ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
مختصر شده و مقصود از شىء حق ثابت است و از لا شىء باطل نابود و بسا شىء بمعنى مشيء باشد يعنى وابسته بمشيت و حق چنين است.
دلام بيان لا شىء است و در غالب اخبار كنايه از عمر آمده براى تقيه و بسا بآن سابقى او هم گفته شده براى اينكه سياه چرده بودند يا سياه دل بكفر و نفاق يا آفاق را بستم و فتنه خود سياه كردند.
در قاموس (ج ٤ ص ١٣) گفته: دلام چون سحاب سياهى يا سياه، و در نهايه است كه در حديث است امير شما مردى دراز و ادلم است: ادلم سياه دراز است و از آنست حديث: پس آمد مردى ادلم و اجازه ورود بر پيغمبر ٦ را خواست. گفته شد او عمر بن خطابست پايان و اين دلالت دارد كه كنايه بعمر انسب است و قرش بمعنى قطع است و جمع و در وجه نامگذارى قريش چند قول است و ذكرشان فائده ندارد.
لانه عرب عنا يعنى درست سخن كند بخاطر ما يا سخن گويد از ما و نام ما را بلند كند.
لانه تفرس في الاسماء: تفرس وارسى و انديشه و حدس درست در امور است و مقصود اينست كه عجمهائى را كه پيغمبر ٦ ستوده هر عجمى نيست بلكه اهل دين و يقين از آنها است چون سلمان، و تفرس در اسماء انديشه در ايمان و نفاق است و مانند آنها چون تقوى و فسق و اختيار ايمان و تقوى يا انديشه در اينكه ايمان چه معنا دارد و بر چه فرقه بايد گفت و آنگه برگزيند آنچه بحق ايمانست و اطلاق ايمان بر آن درست است و خلاصه تدبر و انديشه كند در دلائل و براهين قرآن و سنت و عقل و بهتر عقيده كه دليل دارد برگزيند.
در نهايه: در حديث است كه بپرهيزيد از فراست مؤمن زيرا بنور خدا مينگرد و اين دو معنا دارد يكى ظاهر حديث كه خدا در دل اوليائش الهام كند و بنوعى كرامت احوال مردم را بدانند و گمان و حدس آنها درست باشد، و دوم آموزش از دلائل و