اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٩
است ولى با لغت سازگار نيست.
زورگوئى ندارد و بزرگى بر ديگران نفروشد، و يا خود را بزرگ نگيرد.
دوستى او پاك است: براى خدا يا ويژه خدا است، يا بر هر كس دوست است پاك است و فريب و نفاق ندارد و اين معنى روشنتر است.
محكم پيمانست با خدا و خلق خدا.
پاينده به عقد است هر عقد شرعى را بندد بدان پايد، چنانچه خدا سبحانه فرموده (١- المائده) بپائيد و وفا كنيد بهمه عقدها بنا بر برخى تفاسير آن، در مجمع البيان (ج ٣ ١٥١ و ١٥٢) گفته در اين عقود اختلاف است و چند قول است:
١- مقصود پيمانهاى دوران جاهليت است كه با يك ديگر بسته بودند براى يارى و كمك و پشتيبانى در برابر كسى كه خواهد بدانها ستم كند يا بدانها بدى رساند، و آن را حلف گويند.
٢- پيمانها كه خدا از بندههاش گرفته بايمان و گرويدن بحضرت او و فرمانگزارى در هر چه بر آنان حلال كرده و يا حرام نموده.
٣- مراد پيمانها و قراردادها است كه مردم در امور خود با هم بندند يا كسى با خود عهدى كند، چون قرارداد سوگندها، عقد نكاح، و قرارداد عهد، و عقد خريد و فروش، و قرارداد حلف.
٤- اين فرمان خدا سبحانه براى اهل كتابست بوفاء بر پيمانى كه از آنها گرفته براى بكار بستن آنچه در كتابهاى آسمانى آنها است در باره تصديق پيغمبر ما ٦ و آنچه از نزد خدا آورد.
و قوىتر قولها از ابن عباس است كه مقصود از آن عقوديست كه خدا بر بندهها واجب كرده در حلال و حرام، و فرائض و حدود، و همه اقوال در آن درآيند، و وفاء بهمه اينها واجب است جز قرارداد و پيمان بر كار زشت و ناروا. پايان.
و مدار علماء فقه در استدلال بلزوم عقود بدين آيه است، و بسا عقد در اين خبر