اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦١ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
زيرا مردم حقيقى آنهايند و مردم ديگر نشناسند چنانچه در اخبار است، و بلا ابزار آزمايش است خوب باشد يا بد و بيشتر در بدى آيد اگر مطلق باشد و اگر مقصود از آن خوب باشد با قيد آيد چنانچه خدا فرمايد (١٧- الانفال) «بلاء أحسنا» و اصلش بمعنى محنت است.
و خدا تعالى ببندهاش احسان كند تا شكرش آزمايد و بلا دهد تا صبرش را آزمايد.
در نهايه هم (قريب بمضمون حديث را آورده و گفته) منظور مراتب شرافت و والائى است ... پايان.
وانگه آنان كه در پهلوى آنهايند ... بقولى يعنى بىفاصله و مقصود اوصياء هستند.
٤- كافى (ج ٢ ص ٢٥٤) بسندش از ناجيه كه به ابى جعفر ٧ گفتم: مغيره ميگويد:
مؤمن بخوره و پيسى و بچنين و چنان گرفتار نميشود؟ فرمود: او از صاحب ياسين بيخبر است كه انگشتانش چلاق و چوله بود وانگه انگشتان پر گرداند فرمود: گويا من بچلاقى آنها نگرانم نزد آنها آمد و بيمشان داد و فردا نزد آنها برگشت و او را كشتند، وانگه فرمود:
مؤمن بهر بلا گرفتار شود و بهر مرگى جان دهد جز اينكه خودكشى نكند.
بيان: مغيره پسر سعيد است و كشى در (١٩٤) رجالش احاديث بسيار در لعنش آورده. علامه گفته: او بمحمد بن عبد اللَّه بن حسن دعوت ميكرد، و در مناهج اليقين گفته: معتقدان بامامت امام باقر ٧ پس از او در باره جانشينش اختلاف كردند، اماميه امام پس از او را پسرش امام صادق ٧ دانستند و برخى گفتند او نمرده و برخى فرزندان ديگرش را امام دانستند و برخى گفتند: امام پس از او محمد ابن عبد اللَّه بن حسن بن حسن است و آنان ياران مغيرة بن سعيدند.
كشى در (١٩٢) رجالش گويد از امام صادق ٧ كه روزى باصحابش فرمود:
خدا لعنت كند مغيرة بن سعيد را و زنى يهوديه را كه با او رفت و آمد داشت و باو جادو و شعبده و كارهاى فوق العاده ياد ميداد، راستى مغيره بپدرم دروغ بست، و خدا ايمان او را برگرفت و مردمى هم بمن دروغ بستند، چيست براشان خدا سوزش آهن بآنها چشاند.