اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٢ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
نيز از امام رضا ٧ روايت است كه مغيره بر امام باقر ٧ دروغ بست و خدا سوزش آتش باو چشاند.
در مواقف گفته: مغيرة بن سعيد عجلى گفت: خدا جسمى است چون پيكر آدمى از نور، تاجش بر سر و دلش سرچشمه حكمت، و چون خواست خلق را آفريند، باسم اعظم سخن گفت و پريد و تاجى بر سرش افتاد، وانگه بر كفش نامه اعمال بندهها را نوشت، و از گناهان بخشم افتاد و عرق كرد و از آن دو دريا برآمد يكى شور و تاريك و ديگرى شيرين و درخشان، وانگه در درياى درخشان سر كشيد و در آن سايه خود ديد، و آن را بركند و از آن خورشيد و ماه ساخت و تهمانده آن سايه را نابود كرد تا شريكى نباشد، وانگه از اين دو دريا مردم را آفريد و كفار از آن تاريكند و مؤمنان از آن درخشان.
وانگه محمد ٦ را فرستاد، و مردم در گمراهى بودند، و امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها پيشنهاد كرد و نخواستند آن را بر دارند و از آن ترسيدند و آدمى كه آن ابو بكر بود بفرمان عمر آن را برداشت باين شرط كه عمر را پس از خود خليفه سازد، و قول خدا در (١٦- الحشر) چون شيطان كه بآدمى گفت كافر شو، در باره ابى بكر و عمر فرو شده.
و امام منتظر زكريا بن محمد بن على بن الحسين ٧ است و در كوه حاجر زنده است تا گاهى كك فرمان خروج يابد، و مغيره كشته شد و برخى يارانش او را امام منتظر دانستند و برخى زكريا را. پايان.
و بقولى مغيرة بن سعيد را ابتر ميگفتند بتريه زيديه بدو وابستهاند و نميدانم مدركش از كجاست.
كه او بيخبر بود و صاحب ياسين نامش حبيب نجار بود، و بيم دادنش اشاره دارد بقول خدا تعالى (١٣- يس) بياور براشان نمونه آن قريه را، كه بقول مفسران انطاكيه بود چون كه فرستادهها آمدند در آن ١٤ چون دو رسول براشان آمده آن