اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٨ - باب نهم اصناف مردم در ايمان
مؤمن مهاجريست چون از گناهان كوچيده، و مؤمن انصاريست چون خدا و رسولش و خاندان رسولش را يارى كرده، و مؤمن مجاهد است چون با دشمنان خدا عز و جل جهاد كند در دولت باطل بتقيه و در دولت حق با شمشير.
بيان: گويا منظور اين روايت اينست كه مناط شرف و فضل و كرامت ايمان و تقوى است و كردار خوب و اگر جهت ديگر بدان بسته شود بهتر و با شرافتتر باشد و اگر نه آنكه ايمان و تقوى دارد اشرف است و سزاوار احترام است.
بلكه مىشود اوصاف ديگر را هم برايش ثابت كرد زيرا كه مايه شرف آنها را هم دارا است و ميتوان گفت مؤمن هر كه باشد علويست زيرا شرافت علوى بپيوستگى نژاد او است با على ٧، و اين فضيلت براى كمال ايمان و معرفت و علم و عمل آن حضرتست و هر كه آنها را دارد فرزند روحانى او است كه پيوست روحانى اقوى است از صرف پيوست جسمانى و او علويست كه در معرفت عالى است و از اين رو با آن حضرت وابسته است و چنين است هاشمى زيرا شرافت نسبت بهاشم يا براى شرف خود او است يا شرف پيغمبر ٦ كه از خويشان او است. شرف هاشم از اينست كه از اوصياء حضرت ابراهيم بوده و شكستن او ضلالت و بدعت را اقوى است از اطعام او و شكستن تريد براى مهمانانش و نسبت با او از اين جهت اقوى است و مؤمن بدو نسبت دارد از اين رو، و اما از جهت انتساب او برسول كه مطلب روشن است بدان چه در باره علوى گفته شد.
در قاموس (ج ٢ ص ١٩٠) گفته: هشم شكستن را گويند ... و هاشم پدر عبد المطلب و نامش عمرو است زيرا نخست كس بود كه تريد كرد و آن را شكست.
و همين بيان در قرشى هم باشد، و اينكه فرمود (اقر بالشىء) براى رعايت تناسب لفظى است نه بيان جهت اشتقاق و گرچه مىشود آن را حمل باشتقاق كبير كرد.
در قاموس گفته (ج ٢ ص ٢٨٣) قرش بمعنى فراهم كردن چيزيست از اينجا و آنجا و پيوست آن با هم، و از آنست قريش عرب كه فراهم شدند در حرم مكه (و وجوه ديگرى براى نامگذارى قريش آورده) و گفته: