اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٤
اين حديث هم در ظاهر گزارش فرمانيست از رسول خدا ٦ كه مؤمن بايد زيرك و باريك بين و با انضباط باشد در كار دنيا و دين، هوشمند باشد و بيخبر نماند از آنچه بسا او را گرفتار كند، و از آن خود را بپايد.
حسن گفته: مؤمن با هوش است، دنيايش ويران كرده تا بدان آخرتش را بسازد و آخرتش را ويران نكند تا با آن دنياى خود را بسازد.
على بن بكار گفته: نيكان رفتند و بجا نمانده جز آنكه دو درهم را گزيدهتر دارد از دين خود.
يحيى بن معاذ گفته: پول كژدم است اگر نتوانى گردنش را خوب بگيرى دست بدان مياز كه آن اگر تو را بگزد تو را بكشد با زهرش، گفتند: گردنش كدام است گفت راه حلال بودن آنست و بجا صرف كردن آن.
و همانا آن حضرت اين اوصاف را براى مؤمن شرط كرده زيرا در آنها است همه گونه خير و خوبى، زيرك باشد و نگران در دلائل كه او را بدانش رسانند، با هوش باشد و بفهمد آنچه آيد و باشد و كند و نهد، و با اين همه خود را واپايد و دورى كند زيرا مؤمن هميشه ميان بيم و اميد است.
سود حديث تشويق به آگاهى و بيدارى و كم تكيه كردن بدنياى فريبكار و پر نيرنگ است راوى حديث انس بن مالك است.
٤١- الشهاب: فرمود ٦: مؤمن مهر آميز و همدم است.
الضوء: الفت: اجتماعى است پيوسته و از دل. و تأليف گرد آوردن تيكههاى پراكنده است با ترتيب كه آنچه پيش بايد پيش باشد و آنچه بدنبال در دنبال باشد، و پرندههاى خانگى را أوالف گويند.
ميفرمايد: بايد مؤمن مهرورز و همدم مردم باشد، و باو همدم شوند، نه نفرت كن باشد و نه نفرت آور براى انجام نيازهاى برادر مؤمنش سبك خيز باشد، و خود را از او بالا