اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٧ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
كه داستان آنها را براى تو گزارش داديم و آمد براشان رسولانشان از اين پيش با معجزهها و نگرويدند بدان چه از اين پيش دروغ شمرده بودند چنين مهر نهاده خدا بر دل كافرها و تغيير عبارت يا از سهو نسخه نويسانست يا نقل بمعنى شده.
بيضاوى گفته: نگرويدند هنگام معجزهها كه ديدند بدان چه از آن پيش دروغ دانستند يعنى پيش از آمدن رسولان بلكه بر تكذيب پايدارى كردند يا اينكه تا آخر عمر، باور نكردند آنچه را از اول تكذيب كردند هنگام آمدن رسولان و دعوت طولانى رسولان در آنها اثر نكرد و نه معجزات پياپى آنان ...
١٨- كافى (ج ٢ ص ١٢): بسندش از ابى بصير كه بامام صادق ٧ گفتم:
چگونه پاسخ گفتند با اينكه ذره بودند؟ فرمود خدا آن نيرو را بدانها داد كه پاسخ پرسش او را توانند يعنى در عالم ميثاق.
بيان: در هر ذره خرد و ابزار شنيدن گويائى نهاد و هر كه آيه را بمثلى زدن تفسير كرده گفته مقصود از خبر اين است كه آنها را طورى ساخت كه چون در عالم ابدان پرستش شوند بزبان خود پاسخ گويند و آن دور از باور است.
١٩- تفسير عياشى (ج ٢ ص ٤١) از اصبغ بن نباته كه ابن كواء نزد على ٧ آمد و گفت يا امير المؤمنين بمن بگو آيا خدا تبارك و تعالى با يك آدميزاده پيش از موسى سخن گفته؟ فرمود: خدا با همه خلقش از نيك و بد سخن گفته و بدو پاسخ دادند و اين سخن بر ابن كواء گران آمد و آن را نفهميد و گفت يا على چگونه بوده است آن؟ فرمود: نخواندى قرآن را كه خدا به پيغمبرت فرمايد (١٧١- الاعراف) و چون بر گرفت پروردگارت از آدميزادگان از پشت آنها نژادشان را و گواهشان گرفت بر خود كه آيا نباشم پروردگار شما گفتند چرا، و سخن خود را بدانها شنوانيد و بدو پاسخ هم دادند چنانچه در كلام خدا ميشنوى اى پسر كواء گفتند: آرى و فرمود:
منم كه نيست شايان پرستشى جز من و منم رحمان و بخشنده پس اعتراف كردند به طاعت و ربوبيت و رسولان و پيغمبران و اوصياء ممتاز شدند و خلق را بطاعتشان فرمان