اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٣
با آنچه در نهاد آنها درآيد از ياد مرگ و هراسهاى رستاخيز كه دلشان را پريشان كند. و بردباريشان را پراكنده سازد، و خودشان را بگسلد، و چون استوار شوند بسوى خدا شتابند با كارهاى نيكو.
براى خدا بكم خشنود نباشند، و شايان را بزرگ نگيرند و بيش ندانند، خود را تهمت زنند، و از كردار خود نگرانند اگر از يكيشان تمجيد شود ترسد از آنچه گويند، و آمرزشخواهد از خدا از آنچه ندانند، و گويد من خود را بهتر دانم از ديگر و خدايم بمن داناتر است از خودم، بار خدايا مگيرم بدان چه گويند، و بهتر سازم از آنچه پندارند، و بيامرز برايم آنچه ندانند، زيرا تو پرنهانها را دانى و عيبها پوشانى.
و نشانه هر كدام كه در او بينى قوت در دين، و حزم بالين، و ايمان با يقين و حرص در علم، و فهم در فقه و علم با حلم، و كسب بآرامى، و مهرورزى در هزينه، و ميانه روى در توانگرى، و خشوع در عبادت، و تحمل در فاقه و ندارى، و صبر بر سختى و رحمت در دسترنج، و بخشش در راه حق، و نرمش در كسب، و جستن حلال، و نشاط در رهيابى، و دورى از طمع، و نيكى براستى و چشم پوشى از شهوت.
فريبش ندهد ستايش آنكه او را نداند، و شماره آنچه خود دارند وانگذارد، خود را در كردار سست انگارد، و كارهاى خوب كند و ترسان باشد، شام كند و هم او شكر است، و صبح كند و كارش ذكر، شب گذراند با حذر، و بامداد كند بشادى، حذرش از غفلت است، و شاديش از آنچه بدست آورده از فضل و رحمت.
اگر نفس او بر او چموشى كند خواستش را ندهد در آنچه باو زيان زند، شاديش در آن باشد كه جاويد ماند، و روشنى چشمش در آنچه هميشه باشد و نابود نشود، دل بدان دارد كه ماند، نه در آنچه نماند.
دانش را ببردبارى آميزد، و بردبارى را بخرد، بينى كه تنبلى از او بدور است، نشاطش پيوسته است، آرزويش نزديك و لغزشش كم، در انتظار مرگ خود است،