اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٩
خدا حرام كرده وانهاده.
٣٢- ارشاد (ص ١١٤) روايت است از صعصعة بن صوحان عبدى كه يك روز على ٧ نماز بامداد را براى ما خواند و چون سلام داد رو بقبله نشست و ذكر خدا مى گفت و براست و چپ خود رو نميكرد تا خورشيد باندازه يك نيزه بديوار مسجد شما افتاد كه جامع كوفه بود، وانگه رو بما كرد و فرمود:
بياد دارم مردمى را در زمان دوستم رسول خدا ٦ كه در اين شب يك بار پيشانيها بر خاك مينهادند و يك بار زانوها، و چون بامدادشان ميرسيد همه آشفته و خاك آلود بودند و جاى سجده آنها در پيشانيشان مانند زانوى بز پينه بسته بود، و چون ياد مرگ ميكردند چون درخت در برابر باد ميلرزيدند و اشك آنها فرو ميباريد تا جامهشان را تر و خيس ميكرد وانگه برخاست و ميفرمود: گويا اين مردم شب را به بيخبرى گذراندند.
٣٣- مناقب (ج ٤ ص ١٨) امام باقر ٧ فرمود: خدا بمؤمن تن درست و زبان شيوا و دل پاك داده و بهر اندامش تكليفى نهاده، براى خودش و پيغمبرش و جانشينانش فرمان بدن خدمت باو و آنانست و از زبان گواهى باو و آنان، و از دل آرامش بذكر او و ذكر آنان، و هر كه بزبان گواه باشد و بدل آرامش يابد و با همه اندام بخدمت پردازد خدايش ببهشتها اندازد.
بيان: تن درست از گناه و آفتهاى دينى، يا سالم از عيبها كه مايه زشتى و نفرتند پس ويژه پيغمبران و امامان : باشد، و دل پاك از دغلى و حسد و شك و شبهه.
٣٤- كتاب صفات الشيعه صدوق (ره) بسندش امام صادق ٧ كه دين نباشد كسى را كه تقيه ندارد، ايمان نباشد آن را كه پارسائى نيست.
و باسنادش از صفوان كه امام صادق ٧ فرمود: مؤمن آن كس است كه چون خشم گيرد خشمش او را از حق و درستى بدر نبرد، و آن كه چون پسندد و خشنود باشد خشنوديش او را در باطل در نياورد، و آنكه چون تواند پيش از مال