اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤١
خيرخواه باشد و گذشت كند از آنها باشد كه ببهشت بردش خدا و شفاعت كند در مانند ربيعه و مضر.
و باسنادش از زيد از امام صادق ٧ كه مؤمن نباشيد تا امين باشيد و تا نعمت خوشى را مصيبت شماريد، براى آنكه صبر بر بلاء برتر است از عافيت در خوشى.
و باسنادش از امام صادق ٧ كه البته از مؤمن هر چيزى بترسد، براى اينكه او در دين خداوند عزيز است، و نترسد از چيزى، آن است نشانه هر مؤمن.
و باسنادش از صفوان جمال كه شنيدم امام صادق ٧ ميفرمود: هر چيزى براى مؤمن خاشع است وانگه فرمود: هر گاه از دل مخلص خدا باشد، خدا از او هر چه را بترساند تا بخزندههاى زمين و درندههايش و پرنده آسمان.
٣٧- در نهج البلاغه (ج ٢ ص ٢٢٤) كه مؤمن را خرمى در چهره است و اندوه در دل، سينه او از هر چه گشادهتر و نفس او از هر چه خوارتر، از والائى بدش آيد، و شهرت را دشمن دارد، اندوهش دراز است و همتش دور پرواز پر خموش است، هميشه در كار، پر شكر كند و شكيبا باشد، اندر انديشه خود باشد، و دست دوستى بهر كس ندهد خلقتى هموار دارد و جانبى نرمشدار، نفس او خوددار است و از سنگ خاره سختتر و او از بندهاى رامتر و خوارتر است.
توضيح: نهان داشتن غم خود يك شكرى است و ويژه غم آخرت نيست كه گفتهاند، گشادگى سينه نيرومندى بردبارى است و در خورد سختيها و رنجها، خوارى نفس او از فزونى و تواضع است و نظر ببزرگى خداوند و كم شمردن كردار خود.
از والائى بدش آيد كه شرف دنيا و برترى در دنيا است، اندوه درازش براى ياد آورى مرگ است و ديگر سرا و ندانستن سرانجام خود، همتش بلند است كه صرف كارهاى پايدار مىشود، و هميشه در كار عبادت و ذكر و فكر در آيات خدا است، و تحصيل دانش و اندر انديشه نعم الهى و عبرتهاى او و علوم خدا و حكم او است.
(ضنين بخلته) چند توجيه دارد:
١- چون بررسى كند جايى را كه شايسته دوستى باشد و كسانى كه اهل دوستى