اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٠ - باب هشتم در كمى شمار مؤمنان و اينكه نبايد از كمى خود هراس كنند و همدمى مؤمنان با همديگر
براى خروج بس باشد.
٧- كافى (ج ٢ ص ٢٤٣) بسندش از امام كاظم ٧ كه به سماعه فرمود: اى سماعه در بستر خود آسودند و مرا دچار ترس كردند، هلا بخدا دنيا بود و در آن جز يك خدا پرست نبود، و اگر بود خدايش بهمراه او ياد ميفرمود، در آنجا كه فرموده (١٢٠- النحل) راستى ابراهيم خود يك امتى بود، فرمانبر كامل و يكتا پرست و نبود از بت پرستان و بر آن شكيبا و پايدار ماند ما شاء اللَّه، وانگه خدا همدمى كه اسماعيل و اسحاق بودند داد و سه تا شدند.
هلا بخدا كه مؤمن كم است و اهل كفر بسيار، ميدانى براى چه؟ گفتم نه، قربانت، براى اينكه همدم باشند و راز دل خود را بهم بگويند و بدان آرامش جويند.
بيان: مرا دچار ترس كردند بفاش كردن راز كيش خود و ترك تقيه با اينكه دعوى تشيع داشتند ولى در باره تقيه فرمان امامان خود را نميبردند، و اين اشاره دارد كه آنان شيعه واقعى نيستند براى ما، وانگه براى اينكه از پرسنده رفع كند استبعاد كم بودن مخلص را فرمود: كه در دنيا تنها يك خدا پرست بود و اگر ديگرى بود بهمراه او ياد ميكرد زيرا در مقام بيان يكتا پرستان بود كه فرمود او از بتپرستها نبود و اگر مؤمن ديگرى بود با او ميفرمود.
ابراهيم يك امت بود در مجمع البيان (ج ٦: ٣٩١) گفته: در معناى آن چند قول است يكى پيشوا و استاد و آموزنده خير، ابن اعرابى گويد: بمرد دانشمند گويند: امت و بقولى پيشواى هدايت است و بقولى او را امت ناميد، كه پايگاه امتى بود كه در ميان آنان بود، و بقولى چون كار امتى را انجام داد و بقولى چون در روزگار خود تنها يكتا پرست بود و ديگر مردم كافر، و فرمانبر پيوسته خدا بود، و بقولى كه نماز خوان استوار بر طاعت در راه حق بود كه اسلام است و از بتپرستها نبود و يكتا پرست بود. پايان.
و بقولى مقصود اين است كه از نژاد بتپرستها نبود و اين بعيد است در معناى