اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٢ - باب هشتم در كمى شمار مؤمنان و اينكه نبايد از كمى خود هراس كنند و همدمى مؤمنان با همديگر
امير مؤمنان اسم اعظم است و كاش آن را بلب مىآورد و زمين آن دشمنان را در خود ميگرفت و او چنين بود، و اما ابو ذر را امير مؤمنان فرمود: خاموش بماند، و براى آن سرزنشى از سوى خدا ندارد، و او نخواست جز كه سخن گويد بر خلاف مخالفان، جوهرى گفته: هيهات براى دور كردنست.
٩- كافى (ج ٢ ص ٢٤٥) بسندش از على بن جعفر كه شنيدم امام كاظم ٧ ميفرمود: نه هر كه دم از دوستى ما زند مؤمن است ولى براى آرامش مؤمنانند.
١٠- كافى (ج ٢ ص ٢٤٧) بسندش از امام ششم ٧ كه مؤمن آرامد بسوى مؤمن چون تشنه كه آرامد با آب سرد.
بيان: معقول را بمحسوس مانند كرده زيرا تشنه از بىآبى دل پريشانست و پر آن را جويد و چونش يابد بياسايد و بيارامد و مايه زندگى تن او شود، و مؤمن هم پر شيفته شود بمؤمن و تشنه ديدار او است و چونش يابد و آرامد و بدو گرايد و بدو زندگى خوش روحانى گيرد، چون سبب قوت ايمان و رفع شكوك و شبهات او و هراس او شود.
و بقولى: اين آرامش از دو جا مايه گيرد يكى هم جنسى براى تناسب در منش و جان چنانچه گذشت و دو هم جنس بهم گرايند و هر چه هم جنسى بيشتر گرايش فزونتر چنانچه روايت است جانها چون قشونهاى آمادهاند و هر كدام با هم آشنايند بهم گرايند و هر كدام ناآشنا از هم جدا شوند.
دوم: دوستى صورت و سيرتش بدانش و ايمان و اخلاق نيك و كردار پسنديده آراسته است و دلبر همه كس است و آن صورت گاه دريافت شود بديده و بينائى دل و گاه مايه دوستى و آرامش باشد بفرمان خدا تعالى و براى پيوند واقعى و گرچه تفصيل آن دانسته نباشد.