اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٩ - باب نهم اصناف مردم در ايمان
عجم: خلاف عرب- تا گويد- در نهايه گفته: هر كه سخن نتواند اعجم و مستعجم است و از آنست حديث: هر گاه يكى از شماها شب برخيزد و بسته شود زبانش از خواندن قرآن يعنى زبانش بند آيد و نتواند بخواند و گويا زبان بسته شده- پايان.
و حاصل اينكه راه ببدى ندارد و جز خوبى نيارد و سخن در معنى نبطى آيد و عبارات ديگر حديث روشن باشند و بسا مقصود حديث اينست كه مؤمن براى شرف و كمالش مىشود هر يك از اين الفاظ را بمعناى خوبى باو اطلاق كرد و اين نزديك همان معنا است كه گذشت.
يا مقصود اينست كه مؤمن از هر كدام اين دستهها باشد اطلاقش بر او بوجه نيكو ستايش بزرگى است برايش، و معنى يكم روشنتر است.
٤- تفسير على بن ابراهيم: و اگر فرو آورده بوديم بيكى از عجمان و خوانده بودش بر آنان نبودند بدان مؤمنان (الشعراء: ١٩٨) امام صادق ٧ فرمود اگر فرو شده بود قرآن بر عجم نگرويدند بدان عرب و بر عرب فرو شد و گرويدند بدان عجم و اينست فضل عجم بر عرب.
٥- از همان: بسندش از يعقوب بن قيس كه امام صادق ٧ باو فرمود: اگر رو برگردانيد بجاى شما مردمى آيند جز شما وانگه نباشند بمانند شما (٣٨- محمد) فرزندان آزاد شده موالى را قصد كرده.
٦- قرب الاسناد ٥٢ چاپ سنگى: بسندش تا رسول خدا ٦: اگر دانش بثريا آويخته باشد مردانى از پارسش بدست آورند.
٧- از همان بهمين سند كه پيغمبر فرمود در باره پارس شما بحكم تنزيل قرآن آنها را بزنيد و دنيا نگذرد تا آنها شما را بحكم تأويل آن بزنند.
٨- علل الشرائع (ج ٢: ٧٩) بسندش تا رسول خدا ٦ كه دشنام ندهيد به قريش، دشمنى نكنيد با عرب، خوار نداريد موالى را، همنشينى نكنيد با خوزيها