اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
را برگزيده گفته ايمان كه تصديق است نماند و بايد پياپى تازه گردد، و گفتهاند سخن با اهل كتابست كه فرمان شدند در باور داشتن پيغمبر اسلام و قرآنش چنانچه باور داشتند آنچه خود دارند از تورات و انجيل و سبب فرمان آنها بباور داشتن كتاب خود گرچه باورشان داشتند يكى از دو چيز است: ١- در تورات و انجيل وصف پيغمبر ما ثبت است و نبوت او و هر كه او را و قرآنش را باور ندارد بدانها هم باورى ندارد چون تكذيب وى تكذيب تورات و انجيل باشد.
٢- خداى عز و جل فرمان داد آنها را باعتراف بمحمد و قرآن و بكتابى كه پيش از او فرود آمده كه انجيل است و آن درست نباشد جز باعتراف به عيسى نيز كه او هم پيغمبر مرسل است. و هر كه كفر ورزد بخدا يعنى منكر او شود يا او را مانند خلقش داند يا فرمان او را نبرد ...
و جدائى نيندازد ميان آنان همه (١٥٢- النساء) و همه را باور دارد مزد موعود را ببرد يعنى ثواب را و آن را مزد ناميده براى بيان استحقاق آن ...
و پناهندهاند بدو (١٧٥- النساء) يعنى به رشته طاعت او يا طاعت پيمبران و حجج او يا بدينش كه فرمود پناهنده شويد بحبل خدا همگى، در تفسير على بن ابراهيم است كه منظور تمسك بولايت على و ائمه پس از او است و رهنمايدشان بسوى او براهى راست. طبرسى گفته (در مجمع البيان ج ٣ ص ١٤٧) صراط مفعول دوم است يعنى شناسد بدانها راه راست را يا حال است يعنى بآنها توفيق دهد كه بفضل او كه باوليائش داده برسند و بآنها كمك كند براى سلوك راه هر كه نعمتش داده از فرمانبرانش و در پيروى از آثارشان.
من گويم: در تفسير على بن ابراهيم (ص ٦٠٦- ٦١٢) است كه راه راست على ٧ است.
آمرزش دارند (٩- المائده) از گناهان و مزد دارند و ثواب بزرگ طبرسى ره