اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٦ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
انصار دارائى خود را در بر پيغمبر نهادند و اين آيه فرو شد كه بگو از شما مزدى نخواهم جز دوستى خويشانم و از بر آن حضرت رفتند باور كنان. ولى منافقان گفتند اين را از پيش خود آورده- و كشانده تا آنجا كه گفته- و فرمود و پذيرا شدند آنان كه گرويدند و همانهايند كه پذيرفتند گفته آن حضرت را.
در كافى (ج ٢ ص ٥٠) از امام باقر (ع) كه آن مؤمن است دعا كند براى برادر دينى خود در غياب او و فرشته آمين گويد و عزيز جبار فرمايد تو دو برابر آنچه براى برادرت خواستى دارى. و در مجمع البيان (ج ٩ ص ٣٠) از پيغمبر ٦ كه فرمود:
فزايد براشان از فضل خود همان شفاعت براى دوزخيانيست كه بآنها در دنيا نيكى كردند.
آنان كه گرويدند (٦٩- الزخرف) آنانند كه فرمود اى بندههايم ترسى نداريد و شادمانيد و ارجمند.
در رحمت او (٧- الجاثيه) كه در آنست بهشت و آن كاميابى روشنى است و آلودگى ندارد.
گفتند: پروردگارمان خدا است و بر آن پايدار مانند (١٣- الاحقاف) بقولى فراهم كردند ميان يكتاپرستى كه خلاصه دانش است و پايدارى در كارها كه نهايت عمل و كردار است و بس عقيده يكتاپرستى است و مشروط بآنست. و بقول على بن ابراهيم پايدارى نمودند بولايت على ٧ پس نه ترسى دارند از ناخواه و نه اندوه خورند بر فوت دلخواه.
و باز داشتند از راه خدا (١- ٣- محمد) بقول على بن ابراهيم فرو شده در باره آن ياران پيغمبر ٦ كه پس از او از دين برگشتند و حق خاندانش را بزور بردند و باز داشتند ديگران را از توجه بامير مؤمنان و ولايت امامان. گم شد كارهاشان و بيهوده شد هر كارى پيش داشتند بهمراه رسول خدا از جهاد و نصرت.
و از امام صادق ٧ در تفسير و گرويدند بدان چه فرو شد بر محمد ٦