اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
در باره على (ع) كه چنين بوده جبران شده بدكاريهاشان و از آن پاك شدند. فرمود فرو شد در باره ابى ذر و سلمان و عمار و مقداد كه پيمان ولايت نشكستند و بولايت پايدار ماندند كه خدا فرو آورده بود بر پيغمبر و آن درست بود كه على امام است ...
آن باينست كه كافران پيرو باطل شدند و آنان بودند كه پيرو دشمنان رسول خدا و امير المؤمنين صلوات اللَّه عليهما گرديدند. و از امام صادق ٧ است كه در سوره محمد آيه ايست در باره ما و آيهاى در باره دشمنان ما.
مولاى آنان كه گرويدند (١١- محمد) ياور آنان بر دشمنانشان و بقول على بن ابراهيم آنان كه پايدار ماندند بولايت امير المؤمنين (ع) مقصودند و كافران يارى ندارند كه عذاب از آنها بگرداند.
تا درآورد (٥- الفتح) بقولى كرد آنچه بايد و تدبير نمود چنانچه شايد تا در آورد و جبران كند گناهان آنها را و بپوشاندشان و پديدارشان نكند كاميابى بزرگ است زيرا پايان سودجوئى و جلوگيرى از زيانست. و بر مؤمنان كه پايدارى و وقار بر آنها فرود شد و سخن اهل تقوى را بدانها چسباند كه از دوزخ پرهيزند و بيشتر گفتند كلمه شهادت است و آن از پيغمبر ٦ رسيده و از امام صادق ٧ است كه آن ايمان است، و از پيغمبر ٦ در وصف على ٧: او است كلمهاى كه چسبانده به پرهيزكارانست، و در اخبار بسيارى از آنان : كه: مائيم كلمه تقوى، يعنى ولايت آنها و بودند سزاوارتر بدان از ديگران و بودند شايان آن ..
محبوب كرد نزد شما ايمان را (٧- الحجرات) و آن را دوستر دينها نزد شما ساخت باقامه دليلهاى صحت آن نزد آنان و بنويد ثواب بر آن و آراست آن را در دل آنان بلطف خود و اين اشعار دارد كه ايمان كار دل است و بد نمود نزد شما كفر را بوصف كردن كيفر آن و بالطاف باز دارنده از آن و هم نافرمانى را و گناه را و گفتند فسوق دروغ است و آن از امام ابى جعفر ٧ روايت است.
و در كافى (ج ١ ص ٤٢٦) و خبر آن از امام صادق ٧ است كه ايمان