اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٧ - باب نهم اصناف مردم در ايمان
خدا ٦ بآنها فرموده پاشان را پيش از نماز بشويند و فرموده: واى بر پاشنهها از دوزخ، و آنان پنداشتند كه شستن پا در وضوء است چنانچه جوزى در نهايه گفته:
يا كنايه است از اينكه از شاش خوددارى ندارند و بپاهاشان ميپاشد و آن را نشويند و يكمى روشنتر است، و چنين آزادشدهاى وابسته و مولاى صريح است براى عرب و اشراف از عجم است بپندار آنها با اينكه عجم همه آزاد كرده رسول خدايند بحكم خبر دوم و از خود رسول باشند بحكم خبر يكم و چرا اشرف از خود او و مولاى او نباشند.
وانگه از راه ديگر بيان كرد كه مردم عجم كه در آن زمان شيعه و اصحاب امامان بودند برترند از عرب كه بنژاد خود ميباليدند زيرا موالى كه فارسى زاده بودند از رغبت دل مسلمان شدند و آنان منافق بودند و از ترس و هراس اظهار مسلمانى كردند، و هر كه مسلمان شود و مولا ندارد رسول خدا مولاى او باشد ...
٢- معانى الاخبار: ١٥٨ از امام كاظم ٧ كه همانا شيعه ما اصلمندان و اشرافند و مردم خانوادهدار و هر كه حلال زاده است، على بن جعفر گفت: تفسيرش از آن حضرت پرسيدم، فرمود: اصلمندان از قريش باشند و اشراف از عرب و خانواده داران از موالى و حلالزادهها از اهل سواد.
بيان: اهل سواد، اهل عراقند كه ريشه عجمى دارند و پس از ساختمان كوفه با عربها آميخته شدند و ديگر نه عرب باشند و نه عجم، در نهايه گفته: عرب سبزه را سواد خوانند زيرا از دور چنان نمايد و از اين معنا است سواد عراق براى سبزههاى اشجار و زراعتش.
٣- علل الشرائع (ج ٢ ص ١٥٢) بسندش از عماره كه شنيدم امام صادق ٧ ميفرمود: مؤمن علويست چون در معرفت بالا است، و مؤمن هاشمى است چون گمراهى را درهم شكسته، و مؤمن قرشى است چون اقرار دارد بچيزى كه از ما دريافت شده و مؤمن عجمى است چون درهاى بد بروى او بسته است، و مؤمن عربى است چون پيغمبرش عربى است و كتابش نازل است بعربى مبين و مؤمن نبطى است زيرا دانش را استنباط كرده، و