اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٦ - باب نهم اصناف مردم در ايمان
آنها و تشويقشان كه مانند آقايان خود باشند و بروش آنها از زكات بر كنار باشند.
گويم: مقصود گوينده اين بوده كه جز عرب نجيب و بزرگوار نيستند و چون پيغمبر ٦ فرموده آزاد كرده مردمى از خود آنها است مولاى صريح هم بآنان پيوندد. روايت را حمل بر حقيقت و عمومش كرده، و مردم ديگر از فارسيان و ديگران مردمى زبون و واافتادهاند و هم ترازوى عرب نيستند چنانچه ميگفته.
و اين براى آن بوده كه از پيغمبر ٦ شنيده بود ياران على و خاندانش از عجم باشند، از اين رو چون بر ايران تسلط يافت فرمان كشتار عجمها را داد و امير مؤمنان ٧ جلو او را گرفت و فرمود: رسول خدا ٦ فرموده: با آنان بروش اهل كتاب عمل كنيد، و فرزندان آنها از عراقى و ديگران اصحاب و انصار امامان ما : شدند و راز داران آنها و كتابهاى اصول شيعه را نوشتند و ببركت آنها علوم اهل بيت در جهان منتشر شد و اين سخن كه راوى از متعصبان مخالف كه دشمن خاندان پيغمبر ٦ و شيعه و دوستان آنهايند نقل كرد بر پايهاى بود كه گفتيم، و امام با تعجب از كلام پيغمبر ٦ كه فرموده مولاى هر مردمى از خود آنها است پاسخ داد و نيز فرمود: كه پيغمبر فرموده من مولاى هر بىمولايم و مولاى همهى عجم رسول خدا است.
و نيز آن حضرت مولاى هر مسلمانيست از عرب و عجم و سرپرست و ياور آنها است در دنيا و ديگر سرا و اگر بىوارث بميرند و ارث آنها است و اگر ندار باشند هزينه آنها بر او است و بايد وامشان را بپردازد و اگر بميرند و مالى ندارند و آن پرداخت از بيت المال مسلمانانست و پس از او اوصياءش همين مقام را دارند بهمين معانى چنانچه باتفاق مخالف و موافق رسول خدا فرموده هر كس را من مولايم پس على مولا است.
وانگه بيان كرد كه آنان شريفترند از مولاى صريح كه راوى گفت، زيرا بگفته او چون پدر يا مادرى تازى و سبك سر كه بر پاشنههاى خود ميشاشد و آنها را نشويد زيرا تركيده دارند بندهاى آزاد كنند و اين شيوه آنها بوده، و از اين رو رسول